تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى - علامه جعفری - الصفحة ٦٨٤ - تفسير ابيات
و با آگاهى به زندگان پيوست و بالعكس بىچاره آن زندهاى كه با مرده نشست و تدريجاً همان زندگى را از دست داد .
اگر تو در قرآن كه كتاب زنده ها است ، فرو رفتى ، و با انبياء الهى كه پيكهاى امين خداوندى هستند تماس گرفتى ، خواهى ديد كه قرآن بيان كنندهء حال انبياء است آن انبياء كه ماهيان درياى خداوندى هستند .
چنان كه اگر قرآن را بخوانى ولى آن را نپذيرى ، در حقيقت انبياء و اولياء را نديده گرفتهاى ، و از حقيقت آنها اطلاعى نخواهى يافت . و اگر قرآن را بپذيرى و داستانهاى عبرت انگيز آن را مشاهده كنى ، روح تو چنان وسعت به خود مى گيرد كه در قفس احساس تنگى كرده مى خواهد از قفس تن پرواز نمايد .
و اين يك اصل است كه اگر مرغى احساس كند كه در قفس گرفتار شده ، و از آن طرف هم از لذت آزادى در فضاى بىكران اطلاعى داشته باشد ، باز همان قفس را ترجيح بدهد ، بدون ترديد ناشى از نادانى اوست .
انبياء در حقيقت چه كسانى هستند ؟ اينان همان ارواحى هستند كه از قفس مادى بدن رهايى پيدا كردهاند . و كيست بتواند انكار كند كه هيچ رهبرى مادامى كه از خويشتن نگذرد و به ما فوق خود گام نگذارد ، نمى تواند در ديگران تأثير كرده آنها را به سوى حق و حقيقت رهنمون بسازد . اينان در شكل قوانين دينى ماها را آواز مى زنند كه راه سلوك الى الله همين است و بس .
آرى هر كس كه در اين دنيا توانسته است از قفس جسمانى برهد ،