تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى - علامه جعفری - الصفحة ٢٤ - تفسير ابيات
كرده است . گمان نرود كه ناله و فرياد « نى » انسانى كه تا كنون در بارهء آن مطالب زيادى گفتهاند ، يك مسئلهء شخصى بوده و يك نالهء مخصوص است كه فقط بعضى از افراد آن را مى شنوند و قابل گفتگو با همه كس نمى باشد اين يك اشتباه است ، بلكه فرياد اين « نى » بسيار رسا بوده و آن چنان منشا اثر است كه ميليونها افراد انسانى را با اشكال مختلف چه در صورت عباد و چه در صورت نيكو كاران اجتماعى و چه در شكل شهداى راه خداوندى . . . به سوى خدا جلب كرده است ، اگر چه از حيث شدت ضعف در افراد انسانى گوناگون مى باشد . به اضافهء اين كه خداوند استعداد شنوايى مزبور را به همه كس عنايت فرموده است ، نهايت امر اين است كه موانعى از خود افراد ، يا اجتماعى كه در آن زندگى مى كنند بروز كرده گوش شنوائى را از آنها سلب مى نمايد .
تفسير ابيات يازده بيت فوق داراى مطالب گوناگونى است كه كاملًا به همديگر مربوط مى باشند :
فرياد « نى » مانند « نى » هاى معمولى نتيجهء دميدن باد در آن نيست ، بلكه ناشى از آتش عشق است ، و فقط ما نيستيم كه « نى » را به ناله درمى آوريم ، بلكه طبيعت خود روح انسانى براى نواختن نواى « نى » عشق سوزانى دارد ، همچنان كه فقط فرد انسانى نيست كه مى را جوشانيده و از خوردن آن مست مى شود ، بلكه خود مى براى مست كردن اين انسان عاشقانه مى جوشد . اين « نى » انسانى تأثير دو جانبه دارد : هم اندوه فراق و جدايى را به هيجان درمى آورد ، و هم شور و نشاط عشق به وصول را در ما نمودار مى سازد .
روح انسانى مانند « نى » معمولى دو دهانه دارد :
يك دهان مربوط به خداست ، مانند اين كه خدا در آن مى دمد و صدايش در فضا روح ما مى پيچد ، دهان ديگر سطح مجاور روح با