تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى - علامه جعفری - الصفحة ٦٦٢ - احاطه علم خداوندى
((١٤٨٧)) حق محيط جمله آمد اى پسر وا ندارد كارش از كار دگر
احاطه علم خداوندى از آن جهت كه علم ما از عوامل محدودى به وجود مى آيد ، و نيز از آن جهت كه وسيله درك و آگاهى ما محدود است ، و نقطهاى را كه مورد توجه قرار داده همان نقطه او را از توجه به نقطه ديگر باز مى دارد ، لذا ما نمى توانيم در يك لحظه حقيقى بيش از يك نقطه را مورد توجه قرار بدهيم ، خواه دو نقطه مفروض متضاد بوده باشند ، يا مماثل و مشابه يكديگر .
ولى علم خداوند چنين نيست ، علم او از آن جهت كه احتياج به وسيله ندارد ، و از آن جهت كه نقاط ماده و تمام شئون جهان هستى براى او بعدى ندارد كه يك بعد آگاهى او را از آگاهى به بعد ديگر منصرف نمايد ، لذا هرگز علم او محدود به يك سمت نمى شود ، براى او سمتهاى متضاد و واحد و كثير و كيفيتها و تمام اشكال كميتها مانند يك نقطه است .
آيا مى توان چنين چيزى را در معلومات رسمى خود پيدا كنيم ؟ آرى رجوع كنيد به سطح عميق شخصيت يا به اصطلاح به جهان ناخود آگاه ، خواهيد ديد كه در آن جهان عميق ميليونها واحد بلكه ميلياردها واحد از اشكال مختلف و كميتهاى گوناگون و دريافتهاى رنگارنگ مانند يك واحد در آن جا وجود دارد .