تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى - علامه جعفری - الصفحة ٢٨٣ - روشنترين دليل اختيار
معمولى درد جراحى از يك طرف و درد از دست دادن تابلوى محبوب از طرف ديگر مرا شكنجه مى دهد .
پس خواستن تابلو به كلى محو و نابود نگشته است ، بلكه مانند فنرى تحت فشار ارادهء دوم يعنى عمل جراحى بوجود خود ادامه مى دهد . دليل اين كه ارادهء داشتن تابلو به وجود خود ادامه مى دهد ، اين است كه اگر فرض كنيم در همين موقع كه من مصمم به فروش تابلو گشتهام ، يكى از دوستانم مى رسد و مى گويد : من مبلغ پنج هزار تومان به شما مديونم و فعلًا امكان پرداخت آن را دارم ، بفرماييد پول خودتان را تحويل بگيريد ، در همين حال خواهيم ديد مانند اين كه پا را از روى فنر برداريم همان اراده و خواستن تابلو به جاى خود بر مى گردد و يك شادى فوق العاده در خود احساس مى كنيم ، اين شادى ناشى از اين است كه خواسته اولى ما از بين نرفته و ما توانستيم هم خواستهء دوم ( جراحى ) را عملى كنيم و هم به خواسته اول برسيم كه عبارت است از داشتن تابلوى محبوب .
دقت بفرماييد كه ما در اين فرض شاد و خرسند گشتهايم .
اكنون يك مثال ديگر را در نظر مى گيريم ، تصور كنيد كه حر بن يزيد رياحى در داستان نينوا پشيمان گشته و جان به كف پيش حسين عليه السلام آمده گفت : من از كردهء خود پشيمانم و توبه كردم اگر توبهء من پذيرفته است من هم در راه شما جان فشانى كرده زندگانيم را پايان بدهم .
در اين حادثه حر بن يزيد رياحى شديدترين خواستهء خود را كه خواست زندگى است كنار گذارده تسليم ارادهء دوم مى گردد ، يعنى مى خواهد وجدان خود را از كار تباهى كه كرده است آسوده ساخته عذاب ابدى خدا را از خود دور بسازد . در اين حال اگر فرض كنيم كه وضع حادثه نينوا قيافهء ديگرى به خود گرفته مسئلهء حسين عليه السلام بدون كشتن خاتمه مى يافت ، در اين صورت باز گشت حر بن يزيد به طرف حسين و از دست دادن حيات در راه حسين موضوعى نداشت ، مثلًا مى گفتند ميان ابن زياد و حسين عليه السلام آشتى شد . آيا در اين مورد كه ارادهء اصلى حر بن يزيد يعنى خواستن و حيات دو باره زنده مى شود .