تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى - علامه جعفری - الصفحة ٣٤٣ - در بيان حكايت پادشاه جهود ديگر كه در هلاك دين عيسى جهد كرد
در بيان حكايت پادشاه جهود ديگر كه در هلاك دين عيسى جهد كرد
((٧٤٠)) يك شه ديگر ز نسل آن جحود در هلاك قوم عيسى رو نمود
((٧٤١)) گر خبر خواهى ازين ديگر خروج سوره بر خوان و السما ذات البروج
((٧٤٢)) سنت بد كز شه اول بزاد (١) اين شه ديگر قدم بر وى نهاد
((٧٤٣)) هر كه او بنهاد ناخوش سنتى سوى او نفرين رود هر ساعتى ز انكه هر چه اين كند ز ان گون ستم ز اولين جويد خدا بىبيش و كم
((٧٤٤)) نيكوان رفتند و سنتها بماند وز لئيمان ظلم و لعنتها بماند
((٧٤٥)) تا قيامت هر كه جنس آن بدان در وجود آيد بود رويش بدان
((٧٤٦)) رگ رگ است اين آب شيرين و آب شور در خلايق مى رود تا نفخ صور
((٧٤٧)) نيكوان را هست ميراث از خوشاب آن چه ميراث است اورثنا الكتاب
((٧٤٨)) شد نثار طالبان ار بنگرى شعله ها از گوهر پيغمبرى
((٧٤٩)) شعله ها با گوهران گردان بود شعله آن جانب رود هم كان رود
((٧٥٠)) نور روزن گرد خانه مى رود ز انكه خور بر جى به برجى مى دود
((٧٥١)) هر كه را با اخترى پيوستگى است مر و را با اختر خود هم تكى است (٢)
((٧٥٢)) طالعش گر زهره باشد در طرب ميل كلى دارد و عشق و طلب
((٧٥٣)) ور بود مريخى خونريز جو جنگ و بهتان و خصومت جويد او
((٧٥٤)) اخترانند از وراى اختران كاحتراق و نحس نبود اندر آن
((٧٥٥)) سايران در آسمانهاى دگر غير اين هفت آسمان مشتهر
(١) سنت رسم و عادتى كه به شكل قانون در آمده است ، و به خود قانون نيز اطلاق مى شود . .
(٢) هم تك با هم دويدن و به معناى همراه به طور مطلق نيز گفته مى شود . .