تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى - علامه جعفری - الصفحة ٨٤ - حكمت نيايش با زبان
« وَإِذا سَأَلَكَ عِبادِي عَنِّي فَإِنِّي قَرِيبٌ أُجِيبُ دَعْوَةَ اَلدَّاعِ إِذا دَعانِ » ٢ : ١٨٦ [١] ( اگر بندگانم از من بپرسند ، به آنان بگو : من به آنها نزديكم دعاى كسى را كه مرا بخواند پاسخ خواهم گفت ) .
با اين حال بايستى او را با زبان هم بخوانيم . چرا ؟ بدون شك مركز فرماندهى تكلم در مغز ماست ، و از اين جهت با روان ما و فعاليتهاى آن رابطه مستقيم دارد ، با تحريك آن مركز ، بدون شك فعاليتهاى مناسبى به جريان خواهد افتاد كه در صورت گذراندن از ذهن فقط ، امكان پذير نمى باشد . و به همين جهت است كه دين مقدس اسلام نمازهاى پنجگانه را كه مركب از ذكر و حركات است مقرر كرده است ، و به مجرد ياد آورى خداوند قناعت نورزيده است ، جلال الدين در ديوان شمس تبريزى مى گويد :
گفتگو كن گفتگو كن گفتگو جستجو كن جستجو كن جستجو رو به هاى و هوى بزم كوى يار هاى و هو كن هاى و هو كن هاى و هو
نكتهء ديگر در مسئلهء به زبان آوردن نيايش اين است كه چنان كه الفاظ گاهى از بيان واقعيت مطالبى كه در دل مى گذرد ناتوان و نارسا است ، همچنين از طرف ديگر گاهى آن چه كه در دل انسانى مى گذرد به جهت نداشتن مرز حقيقى در فعاليتهاى روانى ممكن است نمود روانى دعا در درون انسانى با خيالات يا وسوسه ها يا تفكرات و يا توهمات مخلوط شود ، ولى هنگامى كه اين نمودها ابراز مى شوند از ميان فعاليتهاى ديگر ممتاز گشته به طور خالصانه به شكل دعا و نيايش ظهور مى كنند . زيرا آگاهى به يك نمود روانى و قصد ابراز آن در شكل خالصش همان نمود را به طور مشخص مورد توجه انسان قرار مى دهد .
پس نبايستى در نيايش به خدا فقط به آن چه كه در دل مى گذرد قناعت كنيم ، بلكه بايستى وضع روانى خود را همواره در دست داشته باشيم .
مثلا جلال الدين در ابيات آينده خواهد گفت :
[١] سوره بقره ، آيهء ١٨٦ . .