تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى - علامه جعفری - الصفحة ٦٩ - آيينه بايستى نشان بدهد
((٣٣)) عشق خواهد كاين سخن بيرون بود آينه غماز نبود چون بود ؟
آيينه بايستى نشان بدهد اگر عشق در درون انسان واقعيت پيدا كند اثر آن در حركات و سكنات او پديدار خواهد شد . اين مسئله يكى از با اهميتترين مسائل مربوط به انسان است كه آيا وقتى كه ما در مقابل رويدادها قرار مى گيريم ، بايستى مطابق اثر طبيعى آن رويدادها انعكاسى در خود نشان بدهيم يا نه ؟ آن چه را كه مى توان از مجموع ملاحظات روانى و اخلاقى و اجتماعى و دينى به دست آورد اين است كه انسان نبايد آن چنان درون خود را خشك و جامد و غير قابل انعطاف بسازد كه هر گونه عوامل عاطفى و محبت و غير ذلك را در خود خنثى كند ، ولى بايستى اين عوامل شخصيت انسانى را متلاشى نسازد يا چند شخصيتى نكند .
پس بايستى عوامل لذت بار را در حدود خود موجب لذت و عوامل اندوه بار را موجب اندوه بدانيم .
چنان كه تماس حواس ظاهرى ما با موجودات و اشكال و رنگهاى گوناگون ، اصالت عقل و انديشه ما را دگرگون نمى سازد ، بلكه فقط موجب بهره بردارى مى شود و بس ، همچنين بايستى لذايذ و آلام و ساير نمودهاى روانى بر ما مطرح بوده اثر انعكاس خود را در ما ايجاد نمايد ، ولى نه به آن حدى كه شخصيت ما را متلاشى سازد .
اثر اجتماعى اين مسئله اين است كه اگر فرض كنيم يك عده در مقابل انگيزه ها آن چنان مقاومت نشان بدهند كه گويى در مقابل آنها جمادند و هيچ گونه حسى ندارند يعنى مثلا نالهء بىنوايان آنان را متأثر نمى سازد ، شكنجهء زجر كشان بر آنان كوچكترين اثرى نمى گذارد ، و درست مانند آن قمار بازانند كه بالزاك مجسم ساخته است ، در اين صورت جامعه با طرز خطرناكى هماهنگى خود را از دست خواهد داد : بالزاك قمار خانه اى