تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى - علامه جعفری - الصفحة ١٣١ - تفسير ابيات
و دوام فيض خداوندى و حصول مجدد كاينات در هر لحظه ، اين مسئله هيچ دشوارى ندارد . ما در آينده هم در بارهء اين مسئله مشروحا بررسى خواهيم كرد .
تفسير ابيات پادشاه به دستور طبيب عمل مى كند و كسانى را به سمرقند مى فرستد ، و آنها در تعريف و اغواى زرگر داد سخن مى دهند و مى گويند : تو در تمام شهرها مشهورى ، و پادشاه تو را براى زرگرى خود انتخاب كرده است ، زر و مال و خلعت فراوانى به او نشان مى دهند ، او هم از خاندان و وطن خود جدا مى شود .
اين زرگر شادمانه رو به سوى سر نوشت نابود كننده خود گذاشت او در خيال زر و سيم و مال بود و عزراييل آمادهء گرفتن جان او . همين كه مرد زرگر به بارگاه پادشاه قدم گذاشت ، احترام فراوان ديد ، و خزانه پادشاه در اختيارش قرار گرفت ، تا زينت آلات و ظروف طلايى بسازد ، زرگر مشغول كار شد ، و نمى دانست در پشت پرده چه مى گذرد . طبيب به پادشاه مى گويد : كنيز را به اين زرگر بده و آن دو را به وصال يكديگر شادمان بساز ، آنان مدتى در لذت وصال فرو رفتند ، پس از شش ماه آن طبيب شربتى مى سازد و آن را به زرگر مى دهد ، زرگر با خوردن آن شربت تدريجا زشت و ناخوش مى گردد ، تا كم كم كنيزك به او بىميل مى شود و به كلى سرد مى گردد . آرى اين است عشقهاى مجازى ، و اين است نتايج خسارتبار تمايلات بىمحاسبه . بىچاره زرگر زيباييش باعث مرگش شد . از آن طرف زرگر گناهى نداشته است و كسى كه بىگناه كشته شود خون او قاتل را گرفتار خواهد كرد ، بلكه هر كارى كه از ما صادر مى گردد عكس العمل آن را جهان هستى به ما باز مى گرداند .