تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى - علامه جعفری - الصفحة ٣١٦ - تفسير ابيات
نوميد كردن وزير مريدان را از نقض خلوت خود
يك پديدهء روانى شگفت انگيز ( با خود براز و نياز پرداختن )
نوميد كردن وزير مريدان را از نقض خلوت خود
((٦٤٣)) آن وزير از اندرون آواز داد كاى مريدان از من اين معلوم باد
((٦٤٤)) كه مرا عيسى چنين پيغام كرد كز همه ياران و خويشان باش فرد
((٦٤٥)) روى بر ديوار كن تنها نشين وز وجود خويش هم خلوت گزين
((٦٤٦)) بعد از اين دستورى گفتار نيست بعد از اين با گفتگويم كار نيست
((٦٤٧)) الوداع اى دوستان من مرده ام رخت بر چارم فلك در برده ام
((٦٤٨)) تا به زير چرخ نارى چون حطب (١) مى نسوزم در عنا و در عطب (٢)
((٦٤٩)) پهلوى عيسى نشينم بعد از اين بر فراز آسمان چارمين (٣)
((٦٤٥)) روى بر ديوار كن تنها نشين وز وجود خويش هم خلوت گزين
يك پديدهء روانى شگفت انگيز ( با خود براز و نياز پرداختن ) در فعاليتهاى روانى دو پديدهء بسيار شگفت انگيز وجود دارد :
١ - با خويشتن خلوت كردن و خود را رو در روى خود قرار دادن و به درياى خويشتن خم شدن . اين پديده هنگامى است كه انسان با خود خلوت كرده « من » خود را كاملًا رو در روى خود قرار داده است ، چه حالت شگفت انگيز است اين حالت كه انسان با خود به راز و نياز مى پردازد ؟ اين راز و نياز با يك « من » شخصى نيست
(١) حطب هيزم . .
(٢) عطب هلاكت . .
(٣) آسمان چارم در بعضى از آثار جايگاهى است كه عيسى عليه السلام بدان جا سعود كرده است . .