تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى - علامه جعفری - الصفحة ٤٣٢ - ديگر بار بيان كردن شير ترجيح جهد بر توكل
تعريف مختصر در بارهء قابل
ادلهاى كه براى ضرورت كار و كوشش گفته مى شود :
١ - تكامل بدون حركت امكان پذير نيست
تعريف مختصر در بارهء قابل قابل محلى كه پديدهاى را مى پذيرد و از نظر فلسفى قابل از نظر موقعيت وجودى در حال استعداد بوده ، تا ورود به مرز فعليت همراه نقص است .
مقبول همان حالت فعليت موجود است كه در فلسفهء ارسطو از آن تعبير به صورت نوعيه مى گردد ، مثلًا ريشهء درخت قابل است كه ساقه و شكوفه و غنچه و گل و بالاخره داراى ميوه باشد .
ولى ميوه مقبول است ، يعنى موجودى است در حال فعليت . البته اين نكته هم ناگفته نماند كه به استثناى هيولى يا ماده اولى تمام موجودات كه در جهان فيزيكى نمودار مى گردند ، با اختلاف نسبت : هم قابل ، يعنى هم قوهاند ، و هم مقبول يعنى فعليت . زيرا هر موجودى بالنسبه به ما قبل خود كه آن را پشت سر گذاشته است فعلى و مقبول ، و هر موجودى بالنسبه به ما بعد خود قوه و استعداد و قابل مى باشد .
در ابيات مورد بررسى مقصود از حامل و محمول همين دو معنا بود كه به قابل و مقبول نموديم .
ادلهاى كه براى ضرورت كار و كوشش گفته مى شود :
١ - تكامل بدون حركت امكان پذير نيست ١ - يك دليل بسيار مهم در ابيات فوق براى ضرورت كوشش بيان شده است كه در عين حال كه كوشش و كار و لزوم آن را گوشزد مى كند ، به يك معناى بسيار عالى هم اشاره مى كند و آن اين است كه اين جهان هستى جايگاه تكامل است ، و تكامل هرگز بدون حركت و تحول تدريجى كه موجب به وجود آمدن پديده هاى تدريجى مى باشد ، قابل تصور نيست و به عبارت ديگر اين حركت است كه خواهد توانست موجودات را از وضع استعداد و قوه به فعليت رسانيده ، در امتداد حركت رو به تكامل ببرد .
اين وسايل كار و قوانين حركت ، مانند نردبانى است كه خداوند جلت عظمه