تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى - علامه جعفری - الصفحة ٢٥٦ - تفسير ابيات
در بارهء عظمت جهان هستى همين مقدار مى دانيم كه از نظر وسعت ، تا نورى از بعضى از كهكشانها به زمين برسد بايستى ميليونها سال نورى سپرى كند . كازارها با قطر يك هزار سال نورى در حركتند ، و حركت آنها تقريباً صدى شصت سرعت نور است . از آن طرف درخشندگى آنها مطابق ده ميليون برابر نور خورشيد است .
با اين حال در مقابل عظمت خداوندى به طورى ناچيز است كه مى توان گفت موجوديتى ندارد .
يك مثال معمولى كه تا حدودى مى تواند شگفتى اين مسئله را از ما دور نمايد مسئلهء روح و جسم است ، در مقابل عظمت روح كه مى تواند زمان را اگر چه داراى امتداد بىشمار بوده باشد يك لحظه تصور كند ، تمام موجودات جهان هستى را مى تواند در ضمير خود جاى دهد ، بدون اين كه روح انسانى بزرگ شود مثلًا در حجمش افزوده گردد .
تفسير ابيات وزير هم مانند خود شاه نادان ، غافل بود كه با خدا نمى توان مبارزه كرد ، زيرا دين خواستهء خداوند براى مردم است ، او در صدد حيله گرى با خدا در آمده بود .
او مى خواست دين را وسيلهء نابود ساختن دين بنمايد . چقدر عالى مى گويد : افلاطون هنگامى كه در بارهء اصول اساسى دين گفتگو مى كند ، مى گويد :
« براى دولت هيچ قانونى وجود ندارد مادامى كه به قاعدهء فوق ( خدا و نظارت او و دادگرى او ) تكيه نكند . . . سپس مى گويد : هر دولتى كه افراد جامعهء خود را با اين سه اصل معظم تربيت نكرده است ، دولتى است كه زوال بر او حكومت خواهد كرد . واقعيت امر چنان نيست كه بعضى از سياست مداران گمان مى كنند كه مى توانند دين را وسيلهء حكومت