تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى - علامه جعفری - الصفحة ٢٣٢ - اصل تلازم اتحادها و اختلافها
اتفاق نظر روبرو گردند ، آنان از فرو رفتن در مسائل نظرى و شك و ترديد و گمان فرار مى كنند ، به همين جهت است كه اختلافات و تشتت آراء در بارهء دو قلمرو انسان و جهان را كنار مى گذارند ، و ميل دارند به هيچ وجه با اين قضيه كه « ممكن است اين طور نباشد » يا « ممكن است قضيه قيافهء ديگرى داشته باشد » براى خود سنگلاخى ايجاد نمى كنند ولى تاريخ پر فراز و نشيب انسانى از يك طرف ، و محدوديت حواس و ساير وسايل درك حقايق از طرف ديگر ، پاسخ اين روش ساده لوحان است كه مى گويند « اختلاف يعنى چه » « اختلاف ما را بىچاره كرده است » با نظر به اصل فوق اتحاد و اختلاف در دو قيافهء متضاد اساسىترين اصل زندگانى متحرك و معظمترين ركن پيش رفت علم و تمدن است .
چند مقدمهء ساده و محسوس مى تواند ما را با تلازم اتحاد و اختلاف آشنا بسازد .
مقدمه يكم - انسان يك نفر نيست ، بلكه افراد متعدد و گوناگونى هستند كه داراى نيروها و محيطها و خواص روانى مختلف مى باشند . لازمهء طبيعى اين مقدمه اين است كه دو فرد از انسان پيدا نمى شود كه در همهء مسائل و موضوعات يكسان حكم كنند .
مقدمهء دوم - جهان هم مانند انسان داراى موجودات متعدد و گوناگون و در حال تحول مى باشد .
اين مقدمه هم به طور واضح اين اصل را در بر دارد كه جهان طبيعى مانند اين است كه حقايق و نمودهاى خود را براى افراد تقسيم نموده هر فردى مقدارى از آنها را با كيفيتهاى مشخصى درك خواهد كرد .
مقدمهء سوم - هيچ گاه يك انسان نمى تواند در بارهء انسان و جهان به دانش مطلق برسد .
اين مقدمه كه به نوبت خود مانند نتيجهء قطعى در مقدمهء گذشته است ، اين اصل را اثبات مى كند كه جهان براى هميشه در مقابل درك افراد يك صحنهء مركب از تاريكى و روشنايى را مى گستراند .