تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى - علامه جعفری - الصفحة ٤٢ - چون تو مى جوشى باده نيز مى جوشد
به هر حال مكتب رئاليسم است كه حس و منطق آن را كاملا تأييد مى كند و تمام ادلهاى را كه ايده آليستها براى اثبات مكتب خود مى آورند ، عصارهء تصحيح شدهء همهء آنها را مى توان در فرمول ذيل جستجو كرد :
« ما در نمايش نامهء بزرگ وجود ، هم بازيگريم هم تماشاگر » [١] واقعيت اشياء مربوط به « من » نيست اما وقتى كه اشياء براى « من » مطرح مى گردد از طرف حواس و سازمان مغزى انسان ، گوناگون جلوه مى كند ، فرمول فوق تمام اشياء را به طريق ذيل تثبيت مى كند :
شىء فى نفسه ( شىء براى خود ) شىء براى « من » پس از اين مقدمه مى توانيم مقصود جلال الدين را كه مى گويد : « چرخ در گردش اسير هوش ماست » دريابيم ، و خلاصهء آن چنين مى شود كه تمام حركات و نمودهاى جهان طبيعت بستگى به چگونگى درك ما دارد ، و اين ماييم كه با شرايط مخصوص حواس و ذهن خود جهان طبيعت را با اين شكل نه به آن شكل مى بينيم . البته از اين بيان اثبات نمى شود كه جلال الدين از گروه ايده آليستها است كه هر گونه واقعيت « جز من » را انكار مى كند ، بلكه موقعيت ما را در جهان خارجى بيان مى دارد كه :
« مادر نمايش نامهء بزرگ وجود هم بازيگريم هم تماشاگر » ممكن است مقصود جلال الدين از دو بيت فوق اين بوده باشد كه از آن جهت كه انسان اشرف و با عظمتترين مخلوقات است ، لذا تمام جهان طبيعت براى او ساخته شده است .
[١] گويندهء عبارت ، فيزيك دان معروف دانماركى نيلز بوهر است . .