فرهنگ نامه علوم قرآن - دفتر تبلیغات اسلامی - الصفحة ٨٦٧
استعاره قرآن
استعارات قرآن
(استعاره قرآن)
(مواردى از استعمال استعاره در قرآن)
«استعاره» در لغت به معناى عاريه خواستن، و در اصطلاح اهل بيان، استعمال لفظ در معناى غيروضعى (معناى مجازي) به قصد تشبيه و به سبب علاقه شباهت بين معناى اصلى (معناى حقيقي) و معناى مجازى است. استعاره يکى از اقسام مجاز و استوار بر تشبيه است.
برخى گفتهاند حقيقت استعاره آن است که کلمهاى معروف براى چيزى غير معروف استعاره گرفته شود.
سکاکى معتقد است استعاره، تشبيهى است بدون ذکر ادوات تشبيه؛ مانند:((... أَيُحِبُّ أَحَدُكُمْ أَن يَأْكُلَ لَحْمَ أَخِيهِ مَيْتًا فَكَرِهْتُمُوهُ...))(حجرات// ١٢) .
بين استعاره و تشبيه، رابطه وجود دارد، و استعاره يکى از روشهاى تشبيه يا تشبيه با مبالغه است.
درباره وجود استعاره در قرآن اختلاف است. برخى از علما، استعارات قرآن را منکر شدهاند؛ با اين استدلال که استعاره، نوعى مجاز است، و مجاز در قرآن واقع نشده است.
برخى مانند عبدالوهاب مالکى بهکاربردن لفظ استعاره را براى آيات قرآن منع کردهاند؛ با اين استدلال که در معناى واژه استعاره، نوعى اظهار حاجت است و نيز اذن از طرف شرع در اينباره نرسيده است؛ اما مشهور علما وجود استعاره در قرآن را قبول دارند؛ به اين استدلال که قرآن در اوج فصاحت و بلاغت است، و استعاره از بالاترين مراتب فصاحت و بلاغت و برتر از کنايه و تشبيه است؛ بنابراين، وجود استعاره در قرآن نه تنها مشکلى ايجاد نمىکند و هيچگونه ابهامى در آن نيست، بلکه ضرورى هم به نظر مىرسد.
نمونههايى از استعارات در قرآن:
١.((هُوَ الَّذِيَ أَنزَلَ عَلَيْكَ الْكِتَابَ مِنْهُ آيَاتٌ مُّحْكَمَاتٌ هُنَّ أُمُّ الْكِتَابِ)…) ؛ اوست كسى كه اين كتاب [ قرآن] را بر تو فرو فرستاد پارهاى از آن آيات محكم [ صريح و روشن] است آنها اساس كتابند (آل عمران// ٧) . تعبير «امالکتاب» در اين آيه، استعاره است؛ زيرا «ام» يعنى اصل و ريشه، و آيات محکمات نيز به «ام» تشبيه شدهاند؛ زيرا آنها اصل و مرجع قرآنند، و آيات متشابه بر اساس آنها تفسير مىشود.
٢.((كِتَابٌ أَنزَلْنَاهُ إِلَيْكَ لِتُخْرِجَ النَّاسَ مِنَ الظُّلُمَاتِ إِلَى النُّورِ...) ؛ ) كتابى است كه آن را به سوى تو فرود آورديم تا مردم را به اذن پروردگارشان از تاريكيها به سوى روشنايى بيرون آورى (ابراهيم// ١) . در اين آيه، از «ظلمات» گمراهي، و از «نور» هدايت، قصد شده است.
٣.((فِى قُلُوبِهِم مَّرَضٌ فَزَادَهُمُ اللّهُ مَرَضاً...) ؛ )در دلهايشان مرضى است و خدا بر مرضشان افزود (بقره// ١٠) . در اين آيه از «نفاق» به «مرض» تعبير شده است.
نيز ر.ک: ارکان استعاره.
[١]زركشي ، محمد بن بهادر ، ٧٤٥ - ٧٩٤ق;البرهان فى علوم القرآن(باحاشيه);جلد٣;صفحه (٤٣٢-٤٣٧)
[٢]عبدالقادر،حسين;القرآن والصورة البيانية;صفحه ١٧١
[٣]معرفت ، محمد هادي ، ١٣٠٩ -١٣٨٥.;التمهيد فى علوم القرآن;جلد٥;صفحه (٣٠٥-٣٣٠)
[٤]سيوطي ، عبد الرحمان بن ابي بكر ، ٨٤٩ - ٩١١ق.;الاتقان فى علوم القرآن;جلد٣;صفحه (١٤٨-١٥٨)
[٥]ابو زهره ، محمد ،١٨٩٨-١٩٧٤م.;معجزه بزرگ ,پژوهشى درعلوم قرآن;صفحه (٣٢٥-٣٣٦)