فرهنگ نامه علوم قرآن - دفتر تبلیغات اسلامی - الصفحة ٤٢٣
آيه صدّ
آيه صدّ
(آيه ٢٥ فتح، در باره منع مسلمانان از زيارت مسجد الحرام توسط مشرکان در واقعه حديبيه)
به آيه ٢٥ سوره فتح «آيه صدّ» مىگويند:((هُمُ الَّذِينَ كَفَرُوا وَ صَدُّوكُمْ عَنِ الْمَسْجِدِ الْحَرامِ وَ الْهَدْيَ مَعْكُوفاً أَنْ يَبْلُغَ مَحِلَّهُ وَ لَوْ لا رِجالٌ مُؤْمِنُونَ وَ نِساءٌ مُؤْمِناتٌ لَمْ تَعْلَمُوهُمْ أَنْ تَطَؤُهُمْ فَتُصِيبَكُمْ مِنْهُمْ مَعَرَّةٌ بِغَيْرِ عِلْمٍ لِيُدْخِلَ اللَّهُ فِي رَحْمَتِهِ مَنْ يَشاءُ لَوْ تَزَيَّلُوا لَعَذَّبْنَا الَّذِينَ كَفَرُوا مِنْهُمْ عَذاباً أَلِيماً) ؛ «آنها كسانى هستند كه كافر شدند و شما را از (زيارت) مسجد الحرام بازداشتند، و از رسيدن قربانيهاى شما به محل قربانگاه مانع گشتند، و هر گاه مردان و زنان با ايمانى در اين ميان بدون آگاهى شما زير دست و پا از بين نمىرفتند و از اين راه عيب و عارى ناآگاهانه به شما نمىرسيد (خداوند هرگز مانع اين جنگ نمىشد) هدف اين بود كه خدا هر كس را مىخواهد در رحمت خود وارد سازد و اگر مؤمنان و كفار (در مكه) از هم جدا مىشدند كافران را عذاب دردناكى مىكرديم». )
تفسير: اگر در حديبيه جنگى روى مىداد
اين آيات به دو نكته مهم در باره ماجراى عظيم «حديبيه» اشاره مىكند. نخست اينكه: تصور نكنيد اگر در سرزمين حديبيه درگيرى رخ مىداد، مشركان برنده جنگ مىشدند، بلکه اگر كافران با شما در آنجا پيكار مىكردند به زودى پشت كرده از ميدان فرار مىنمودند، سپس ولى و ياورى نمىيافتند. و اين يك قانون هميشگى الهى است كه اگر مؤمنان در امر جهاد ضعف و سستى نشان ندهند، و با قلبى پاك و نيتى خالص به مبارزه با دشمنان برخيزند، خدا آنها را پيروز مىكند، ممكن است گاهى در اين امر به منظور امتحان يا اهداف ديگرى دير و زودى باشد اما قطعا پيروزى نهايى با آنها است.
نكته ديگرى كه در اين آيات تبيين شده اين است كه به راستى اين ماجرا مصداق روشن «فتح المبين» بود، جمعيتى محدود بدون تجهيزات كافى جنگى وارد سرزمين دشمن شوند، دشمنى كه بارها به مدينه لشكر كشى كرده، و تلاش عجيبى براى در هم شكستن آنها داشته، ولى اكنون كه قدم در شهر و ديار او گذاردهاند چنان مرعوب شود كه پيشنهاد صلح كند، چه پيروزى از اين برتر كه بى آنكه حتى قطره خونى از دماغ كسى بريزد چنين تفوقى بر دشمن حاصل گردد؟ ! بدون شك ماجراى صلح حديبيه در سراسر جزيره عربستان شكستى براى قريش، و فتحى براى مسلمين محسوب مىشد كه تا آن حد توانسته بودند از دشمن زهر چشم بگيرند.
جمعى از مفسران براى اين آيه شان نزولى ذكر كردهاند، و آن اينكه: مشركان مكه چهل نفر را در جريان حديبيه براى ضربه زدن به مسلمانان به طور مخفيانه بسيج كردند كه با هوشيارى مسلمانان توطئه آنها نقش بر آب شد، مسلمين همگى را دستگير كرده خدمت پيامبر (ص) آوردند و پيامبر ص آنها را رها كرد. بعضى عدد آنها را ٨٠ نفر نوشتهاند كه از كوه «تنعيم» به هنگام نماز صبح، و با استفاده از تاريكى مىخواستند به مسلمانان يورش برند. بعضى نيز گفتهاند در آن هنگام كه پيامبر (ص) در سايه درخت نشسته بود تا پيمان صلح را با نماينده قريش تنظيم كند، و على (ع) مشغول نوشتن بود، ٣٠ نفر از جوانان مكه با اسلحه به او حملهور شدند كه به طرز معجزه آسايى توطئه آنها خنثى گشت، و همگى دستگير شدند و حضرت آنها را آزاد فرمود.
[١]مكارم شيرازي ، ناصر ، ١٣٠٥ -;تفسير نمونه;جلد٢٢;صفحه ٨٧
[٢]سيوطي ، عبد الرحمان بن ابي بكر ، ٨٤٩ - ٩١١ق.;الدر المنثور في التفسير بالماثور;جلد٦;صفحه ٧٩
[٣]طبرسي ، فضل بن حسن ، ٤٦٨ - ٥٤٨ق;مجمع البيان فى تفسيرالقرآن;جلد٩;صفحه ١٨٧
[٤]حويزي ، عبد علي بن جمعه ، - ١١١٢ق.;تفسيرنورالثقلين;جلد٥;صفحه ٦٤
[٥]طباطبايي ، محمد حسين ، ١٢٨١ - ١٣٦٠;الميزان في تفسير القرآن;جلد١٨;صفحه ٢٨٨
[٦]قمي ، علي بن ابراهيم ، - ٣٢٩ق.;تفسيرالقمى;جلد٢;صفحه ٣١٦