فرهنگ نامه علوم قرآن - دفتر تبلیغات اسلامی - الصفحة ٣٣٢٩
طباق
طباق
(جمع دو معناى متضاد در يک عبارت)
«طباق» در لغت به معناي سنجيدن و موافق کردن دو چيز با هم، مطابق و برابر آمده است. و از انواع اسلوب بديعى قرآن است که به آن مطابقه، تطبيق، تضاد و تکافؤ نيز مىگويند (باقلاني، تکافؤ را غير از طباق، اما قريب به آن دانسته است) . و آن در اصطلاح بديعيان و لغت شناسان جمع شدن دو معنا و مفهوم متضاد در يک جمله است.
منظور از دو معناي متضاد تنها دو امر وجودي که در محل واحد اجتماع کنند و ميان آنها غايت خلاف باشد، نيست؛ بلکه اعم از آن است و در جايي که تنافي في الجمله نيز باشد، را نيز شامل است چه تقابل و تنافي حقيقي باشد و چه اعتباري و چه تقابل از نوع تضاد و تناقض باشد و چه ازنوع عدم و ملکه و تقابا تضايف و چيز هايي شبيه آنها.
طباق يکي از آرايههاي معنوي است که در انواع مختلف کلمه اعم از اسم، فعل و حرف واقع ميشود. پديده طباق يا تضاد در شکلهاي مختلفش در اشعار جاهلي، قرآن مجيد، احاديث نبوي و... بارها به کار رفته، و از ديرباز توجه بسياري از دانشمندان و زبان شناسان عرب را به خود مشغول کرده است و تقريباً از اواخر سده ٢ق به عنوان يک اصطلاح ادبي مورد بحث قرار گرفت. خليل بن احمد (١٧٠ق) ، اصعمي (٢١٦ق) و رمّاني (٣٨٤ق) بـه تعريف لغوي آن پرداختـهاند.
طباق بر دو قسم است: ١. طباق حقيقى؛ ٢. طباق مجازي. هرکدام از اين دو، يا لفظى است يا معنوي، و در تقسيمى ديگر يا ايجابى است يا سلبي.
نيز ر.ک: طباق حقيقي؛ طباق مجازي؛ طباق ايجابي؛ طباق سلبي؛ طباق لفظى؛ طباق معنوي.
()
[١]سيوطي ، عبد الرحمان بن ابي بكر ، ٨٤٩ - ٩١١ق.;الاتقان فى علوم القرآن;جلد٣;صفحه ٣٢٥
[٢]زركشي ، محمد بن بهادر ، ٧٤٥ - ٧٩٤ق;البرهان فى علوم القرآن(باحاشيه);جلد٣;صفحه ٤٥٥
[٣]باقلاني ، محمد بن طيب ، ٣٣٨ - ٤٠٣ق.;اعجازالقرآن;صفحه ٩٧
[٤]معرفت ، محمد هادي ، ١٣٠٩ -١٣٨٥.;التمهيد فى علوم القرآن;جلد٥;صفحه (٨٩-٩٠)
[٥]تهانوي ، محمد اعلي بن علي ، - ١١٥٨؟ق.;كشاف اصطلاحات الفنون و العلوم;جلد٣;صفحه ١٥٧
[٦]باقلاني ، محمد بن طيب ، ٣٣٨ - ٤٠٣ق.;اعجازالقرآن;صفحه ٩٧