فرهنگ نامه علوم قرآن - دفتر تبلیغات اسلامی - الصفحة ١٩٢٧
توشيح
توشيح
(تناسب کلمه يا کلمات پايانى آيه با معناى صدر آيه)
يکى از اقسام اسلوب بديعى قرآن «توشيح» است که به آن «مطمع» نيز مىگويند و ابنابىالاصبع عبدالعظيم بن عبدالواحد (م ٦٥٤ ق) (صاحب کتاب «بديع القرآن») آن را يکى از انواع فواصل قرآن شمرده است.
«توشيح» مصدر باب تفعيل از ماده «وشح» است و در جايى مطرح مىشود که خود به خود انتها و خاتمه کلام قابل دستيابى و پيشبينى باشد؛ به صورتى که اگر متکلم سکوت کند و سخن را ادامه ندهد، شنونده خود به خود آن را ترنم مىکند و مىخواند؛ به ديگر بيان، توشيح اين است که در آغاز سخن، معنايى بيايد که به کمک آن اگر کلام شعر است قافيه آن، و اگر نثر است سجع آن شناسايى شود؛ مانند:
١.((إِنَّ اللّهَ اصْطَفَى آدَمَ وَنُوحًا وَآلَ إِبْرَاهِيمَ وَآلَ عِمْرَانَ عَلَى الْعَالَمِينَ) ؛ «به يقين خداوند آدم و نوح و خاندان ابراهيم و خاندان عمران را بر مردم جهان برترى داده است» (آلعمران// ٣٣) . )
از گزينش و نام بردن افراد مذکور در آيه، آخر آيه (فاصله) دانسته مىشود؛ زيرا افراد مذکور، صنفى از اصناف جهانيان (عالمين) هستند و همواره گزينش بر پايه اشتراک در جنس صورت مىگيرد.
٢.((وَآيَةٌ لَّهُمْ اللَّيْلُ نَسْلَخُ مِنْهُ النَّهَارَ فَإِذَا هُم مُّظْلِمُونَ) ؛ «و نشانهاى [ديگر] براى آنها شب است كه روز را [مانند پوست] از آن برمىكنيم و بناگاه آنان در تاريكى فرو مىروند» (يس// ٣٧) . )
شخص آشنا با اين سوره که ميداند مقاطع آيههاى آن، نون مقرون به ردف (حرف لين، يعنى واو، الف و يا) است، و ميبيند که در صدر آيه سخن از انسلاخ و جداسازى روز از شب است، متوجه ميشود که فاصله (بخش پايانى آيه) «مظلمون» مىشود؛ زيرا کسى که روز او از شبش جدا شد، وارد ظلمت مىشود.
[١]سيوطي ، عبد الرحمان بن ابي بكر ، ٨٤٩ - ٩١١ق.;الاتقان فى علوم القرآن;جلد٣;صفحه ٣٥٥و٣٤٥و٢٨٤
[٢]زركشي ، محمد بن بهادر ، ٧٤٥ - ٧٩٤ق;البرهان فى علوم القرآن(باحاشيه);جلد١;صفحه ٩٥و(٧٨-٧٩)
[٣]باقلاني ، محمد بن طيب ، ٣٣٨ - ٤٠٣ق.;اعجازالقرآن;صفحه ٩٢
[٤]معرفت ، محمد هادي ، ١٣٠٩ -١٣٨٥.;التمهيد فى علوم القرآن;جلد٥;صفحه ٢٠٢
[٥]بستاني ، بطرس ، ١٨٩٨ - ١٩٦٩;محيط المحيط قاموس مطول للغة العربية;صفحه ٩٧٠