فرهنگ نامه علوم قرآن - دفتر تبلیغات اسلامی - الصفحة ١٨
آيات
آيات
(اجزاى مشخص شده هر سوره، توسط پيامبر (ص) )
آيات جمع آيه، در لغت به معانى گوناگونى به کار رفته است (هرچند مىتوان تمام آنها را به معناى نشانه بازگرداند) . اينک به برخى از آنمعانى اشاره مىکنيم:
١. نشانه:((... إِنَّ آيَةَ مُلْكِهِ أَن يَأْتِيَكُمُ التَّابُوتُ فِيهِ سَكِينَةٌ...))(بقره //٢٤٨) .
٢. معجزه:((سَلْ بَنِى إِسْرَائِيلَ كَمْ آتَيْنَاهُم مِّنْ آيَةٍ بَيِّنَةٍ...))(بقره //٢١١) .
٣. عبرت:((إِنَّ فِى ذَلِكَ لآيَةً لِّلْمُؤمِنِينَ))(حجر// ٧٧) .
٤. برهان و دليل:((وَمِنْ آيَاتِهِ خَلْقُ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ...))(روم// ٢٢) .
٥. کار شگفت:((وَجَعَلْنَا ابْنَ مَرْيَمَ وَأُمَّهُ آيَةً...))(مؤمنون// ٥٠) .
آيه در اصطلاح عبارت است از بخشى از حروف، کلمات يا جملههايى از قرآن که از لحاظ حد و مرز، طبق اشاره و ارشاد پيغمبر (ص) از کلام پيش و پس از آن جدا شده است.
شناخت آيات قرآن توقيفى است؛ يعنى حدود و مرزهاى آيات را بايد از طريق شارع و پيامبر اکرم (ص) شناخت، و اجتهاد و اظهار نظر شخصى درباره آن روا نيست.
با وجود توقيفى بودن معرفت آيات، درباره بسيارى از آيات اختلاف نظر هست؛ براى مثال، برخى از دانشمندان، بعضى از حروف مقطعه قرآن را آيهاى مستقل شمردهاند، و برخى همان موارد را آيه نميدانند. و يا برخى تنها مدهامتان را يک آيه يک کلمهاى مىدانند؛ ولى برخى ديگر علاوه بر آن، والنجم، والضحي، والعصر و امثال آن را نيز آيه يک کلمهاى به شمار آوردهاند.
گفته شده اختلافات مذکور، ناشى از اختلاف روايات است؛ چون رسول خدا (ص) هنگام تلاوت قرآن در رأس برخى از آيات توقف مىکرد تا مردم را به حد و مرز آنها آگاه سازد. و حضرت پس از اين آگاهي، همان آيه را به آيه بعدى وصل مىکردند (چون اين دو آيه به هم مربوط بودهاند) که اين امر سبب ميشد بعضى از مردم گمان کنند آن دو آيه، يک آيه هستند.
زرقانى در مناهلالعرفان از نظريه ديگرى ياد کرده است مبنى بر اينکه پارهاى از آيات، سماعى و توقيفي، و پارهاى ديگر قياسى است و شناسايى آن بستگى به کلمه آخر آيه دارد، نظير آن، قرينه سجع در نثر، و قافيه بيت در شعر است.
گاهى از روى مجاز و توسع به قسمتى از آيه، و يا به بيشتر از يک آيه نيز «آيه» اطلاق کردهاند. مثلاً ابن عباس گفت: اميدوار کننده ترين آيه در قرآن (وَإِنَّ رَبَّكَ لَذُو مَغْفِرَةٍ لِّلنَّاسِ عَلَى ظُلْمِهِمْ) (رعد//٦) است. در حالى که به اتفاق همگان، بخشى از آيه است. و مانند سخن ابن مسعود که: محکم ترين آيه((فَمَن يَعْمَلْ مِثْقَالَ ذَرَّةٍ خَيْرًا يَرَهُ)وَمَن يَعْمَلْ مِثْقَالَ ذَرَّةٍ شَرًّا يَرَهُ)((زلزال//٧-٨) است. و ميدانيم که دو آيه است. )
يکى از بحثها درباره آيه، اين است که آيا واژه آيه در اصل عربى است يا از لغات بيگانه؟ آرتورجفرى اين واژه را از لغات بيگانه قرآن ميشمارد. گفته شده واژه آيه ريشه عبرى دارد و اصل عبرى آن آته به معناى نشان تشخيص و نيز به معناى معجزه است. ولى در آثار ابنسبکى، ابنحجر و سيوطى در باب معرّبات (واژههاى غير عربيِ وارد شده در زبان عربي) چنين کلمهاى ضبط نشده است.
[١]زركشي ، محمد بن بهادر ، ٧٤٥ - ٧٩٤ق;البرهان فى علوم القرآن(باحاشيه);جلد١;صفحه ٢٦٦
[٢]سيوطي ، عبد الرحمان بن ابي بكر ، ٨٤٩ - ٩١١ق.;الاتقان فى علوم القرآن;جلد١;صفحه ٢٣٠
[٣]زرقاني ، محمد عبد العظيم ، ١٩٤٨- م.;مناهل العرفان فى علوم القرآن;جلد١;صفحه (٣٣٨-٣٤١)
[٤]جفري،آرتور،١٨٩٢-١٩٥٩م.;واژه هاى دخيل درقرآن;صفحه ١٣٢
[٥]راميار ، محمود ، ١٣٠١ - ١٣٦٣;تاريخ قرآن;صفحه ٥٤٩
[٦]فيروز آبادي ، محمد بن يعقوب ، ٧٢٩ - ٨١٧ق;بصائرذوى التمييزفى لطائف الكتاب العزيز;جلد١;صفحه (٨٥-٨٦)