فرهنگ نامه علوم قرآن - دفتر تبلیغات اسلامی - الصفحة ١١٤٩
الفاظ كنايي قرآن
كلمات كنايي قرآن
(الفاظ كنايي قرآن)
(کلمات به کار رفته در قرآن به قصد دلالت بر لوازم معناى مطابقى آنها)
«کنايه» آن است که گوينده به جاى تصريح به يک مطلب، ملازمات آن را بيان کند؛ به عبارت ديگر، مطلب را به غير الفاظ وضعشده بيان کند. الفاظى که در قرآن به کار رفته و خود آنها مورد نظر نيست، بلکه لوازم يا ملزومات آنها مقصود باشد «کلمات کنايى قرآن» ناميده مىشوند. در مقابل، آن الفاظى که معناى اصلى آنها مورد نظر است «کلمات صريح قرآن» ناميده مىشوند.
چند نمونه از کلمات کنايى قرآن:
١.((وَرَاوَدَتْهُ الَّتِي هُوَ فِي بَيْتِهَا عَن نَّفْسِهِ) ؛ «آن زن که يوسف در خانه او بود، از او تمناى کامجويى کرد» (يوسف// ٢٣) . لفظ «مراوده» کنايه از «طلب آميزش» است؛ )
٢.((أَوَمَن يُنَشَّأُ فِي الْحِلْيَةِ وَهُوَ فِي الْخِصَامِ غَيْرُ مُبِينٍ) ؛ «آيا کسى را که لابهلاى زينتها پرورش مىيابد و هنگام جدال، قادر به تبيين مقصود خود نيست (فرزند خدا مىخوانيد) ؟ » (زخرف// ١٨) . )
در اين آيه، از زنان به کسى کنايه شده که در زينتها پرورش يافته است؛
٣. درآيه((كَانَا يَأْكُلاَنِ الطَّعَامَ))(مائده// ٧٥) «أکل طعام» کنايه از «حدث» است؛ زيرا حدث، ملازم أکل طعام است؛
٤. در آيه((أَوْ جَاء أَحَدٌ مَّنكُم مِّنَ الْغَائِطِ))(مائده// ٦) «غائط» زمين پستى است که براى قضاى حاجت به سوى آن مىروند و از محل حَدَث براي افاده حَدَث، کنايه آورده شده است؛
٥. در آيه((وَقَدْ أَفْضَى بَعْضُكُمْ إِلَى بَعْضٍ))(نساء// ٢١) «أفضي»کنايه از «مباضعه» و آميزش جنسي است.
انگيزه کاربرد کنايه مختلف است؛ مثل: تنزيه کلام از عبارات و الفاظ زشت و ناپسند؛ بيان موضوع سخت با عبارت آسان، و موضوع مفصل با عبارت مختصر؛ لغزگويى و اخفاء؛ پوشاندن و حفظ معنا.
نيز ر.ک: کنايه؛ تعريض.
[١]سيوطي ، عبد الرحمان بن ابي بكر ، ٨٤٩ - ٩١١ق.;الاتقان فى علوم القرآن;جلد٣;صفحه (١٥٩-١٦٣)
[٢]زركشي ، محمد بن بهادر ، ٧٤٥ - ٧٩٤ق;البرهان فى علوم القرآن(باحاشيه);جلد٢;صفحه ٣٠٠
[٣]ابن قيم جوزيه ، محمد بن ابي بكر ، ٦٩١ - ٧٥١ق.;الفوائدالمشوق الى علوم القرآن وعلم البيان;صفحه (١٤٤-١٤٥)