فرهنگ نامه علوم قرآن - دفتر تبلیغات اسلامی - الصفحة ٣٨٥٤
قصه حضرت موسي عليه السلام
قصه حضرت موسي عليه السلام
(سرگذشت قرآنى حضرت موسى (ع) پيامبر اولوالعزم)
حضرت موسى (ع) از پيامبران اولواالعزم الهى و رهبر بنىاسرائيل و نجاتدهنده آنان از ظلم فرعون مصر بود. نام مبارک ايشان ١٣٦ بار در قرآن کريم آمده است.
کلمه «موسي» را عبرى يا مصرى دانستهاند. صاحب قاموس کتاب مقدس و لسانالعرب درباره معناى آن گفتهاند اين واژه، مرکب از «مو» به معناى «آب»، و «سي» به معناى «درخت» است.
قرآنکريم داستان زندگى وى را در مقايسه با ساير پيامبران، با تفصيل بيشترى بيان کرده است. در آيات ١٠٢ سوره اعراف، ٧٥ - ٩٥ سوره يونس، ٦٠ - ٨٢ سوره کهف، ١٠ - ٦٨ سوره شعراء، ١٧ - ٣٣ سوره دخان، ١٥ - ٢٦ سوره نازعات بيشترين بخش زندگى و پيامبرى آن بزرگوار، و در آيات ٩ - ١٠١سوره طه و ٣٠ - ٤٢ سوره قصص، قصه آن حضرت با شرح و پيوستگى بيان شده است.
براساس تورات، نام پدر آن حضرت، عمرام است که در لهجه عربى به صورت «عمران» درآمده، و نام مادر آن حضرت، يوکابد است.
چکيده داستان آن حضرت بنا بر نقل قرآن کريم به اين شرح است:
ايشان در اوج فشار فرعون مصر برضد بنىاسرائيل و دستور او به کشتن فرزندان پسر بنىاسرائيل، به دنيا آمد؛ ولى به مدد غيبى نجات يافت و از قضا در دربار فرعون و حمايت همسرش، دوران کودکى را گذراند. هنگام رسيدن به سن رشد، با يکى از مصريان درگير شد و او را کشت و تا آگاه شد مصريان در صدد انتقامجويى هستند، از مصر به «مدين» رفت و در آنجا با يکى از پيامبران الهى به نام شعيب (ع) آشنا و به دامادى او مفتخر شد. او سالها در آنجا ماند تا آنکه تصميم گرفت همراه همسرش به نام صفورا به مصر بازگردد؛ اما ميانه راه، نور حق در درختى متجلى شد و ندايى برآمد و او را مکلف ساخت به مصر رود و فرعون را به پرستش خدا و آزاد ساختن بنىاسرائيل دعوت کند. فرعون دعوت موسى (ع) به خداپرستى را نپذيرفت و از در مخالفت وارد شد. حضرت موسى (ع) نيز به ناچار قوم بنىاسرائيل را از مصر به سرزمين کنعان مهاجرت داد. فرعون و لشکريان او که در تعقيب آنان بودند، در دريا هلاک شدند.
[١]خزائلي،محمد،١٢٩٢-١٣٥٣;اعلام القرآن;صفحه ٦١٧
[٢]هاكس ، جيمز;قاموس كتاب مقدس;صفحه ٨٤٩
[٣]دراسات تاريخية من القرآن الكريم;جلد٢;صفحه ١٣٥
[٤]قرشي بنابي ، علي اكبر ، ١٣٠٧ -;قاموس قرآن;جلد٦;صفحه ٣٠٤