فرهنگ نامه علوم قرآن - دفتر تبلیغات اسلامی - الصفحة ٣٧٦٤
قرينه متصل
مبيِّن متصل
(قرينه متصل)
(لفظ رافع اجمال لفظ مجمل، و متّصل به آن)
«مبيِّن» يا «قرينه» لفظى است که دلالتش واضح باشد و اجمال لفظ مجمل را بيان و روشن کند. در صورتى که اين لفظ، متصل به مجمل باشد، آن را «مبيِّن متصل» يا «قرينه متصل» مىنامند؛ مانند((كُلُواْ وَاشْرَبُواْ حَتَّى يَتَبَيَّنَ لَكُمُ الْخَيْطُ الأَبْيَضُ مِنَ الْخَيْطِ الأَسْوَدِ مِنَ الْفَجْرِ))(بقره// ١٨٧) .
در اين آيه، «من الفجر» بيان تبين و تمايز خيط ابيض از خيط اسود است و اگر اين بيان نبود، آيه بر اجمال خود باقى مىماند.
زرکشي به اين نکته اشاره ميکند که قرينه متصل، گاهى سبب تعيّن معنايى ميشود که اگر اين قرينه در بين نبود کلام، حمل بر معنايى غير از آن معنا ميشد، در اين صورت «تخصيص» و «تأويل» گفته ميشود، مثل: «وَحَرَّمَ الرِّبَا» در آيه:((وَأَحَلَّ اللّهُ الْبَيْعَ وَحَرَّمَ الرِّبَا))(بقره//٢٧٥) که عموميت حلّيت بيع را- که شامل بيع ربوى هم ميشود- به بيع غير ربوى محدود ميکند، و اگر اين قرينه در بين نبود بيع، حمل بر عموم ميشد.
و گاهى اين قرينه فقط سبب آشکار شدن مراد از لفظ ميشود، که در اين صورت «بيان» ناميده ميشود، مثل: «مِنَ الْفَجْرِ» در آيه: (حَتَّى يَتَبَيَّنَ لَكُمُ الْخَيْطُ الأَبْيَضُ مِنَ الْخَيْطِ الأَسْوَدِ مِنَ الْفَجْرِ) (بقره//١٨٧) که اگر اين قرينه در بين نبود مفهوم آيه بر اجمال و ابهام خود باقى ميماند.
نيز ر.ک: مبيِّن منفصل.
[١]زركشي ، محمد بن بهادر ، ٧٤٥ - ٧٩٤ق;البرهان فى علوم القرآن(باحاشيه);جلد٢;صفحه ٢١٥
[٢]سيوطي ، عبد الرحمان بن ابي بكر ، ٨٤٩ - ٩١١ق.;الاتقان فى علوم القرآن;جلد٣;صفحه (٥٩-٦٠)
[٣]صالح ، صبحي ، ١٩٢٦ -;مباحث فى علوم القرآن;صفحه ٣١٠
[٤]كمالي دزفولي ، علي ، ١٢٩٢ -;قرآن ثقل اكبر;صفحه ٢٠٢