فرهنگ نامه علوم قرآن - دفتر تبلیغات اسلامی - الصفحة ٣٨٠٥
قصد مبالغه و بلاغت
قصد مبالغه و بلاغت
(يکى از اغراض استعمال کنايه)
يکى از اسباب کنايه، قصد مبالغه و بلاغت است؛ مانند:
١. (أَوَمَن يُنَشَّأُ فِى الْحِلْيَةِ وَهُوَ فِى الْخِصَامِ غَيْرُ مُبِينٍ) ؛ «آيا کسى را که در لابهلاى زينت پرورش مىيابد و هنگام جدال، قادر به تبيين مقصود خود نيست (فرزند خدا مىخوانند؟ !) » (زخرف// ١٨) .
اين آيه کنايه از زنان است که در پيرايه زيور و زينت پرورش مىيابند و اين عمل، آنان را از دقت نظر در امور مهم بازمىدارد. اگر از آنها با لفظ «نساء» نام مىبرد، اين مطلب از آن استفاده نمىشد و مقصود واقعى، نفى اين اوصاف از ملائکه است.
٢.((وَقَالَتِ الْيَهُودُ يَدُ اللّهِ مَغْلُولَةٌ))(مائده// ٦٤) . اينجا قصد مبالغه در زشتى کلام يهوديان، و «مغلولة» کنايه از «بخل» است.
٣.((بَلْ يَدَاهُ مَبْسُوطَتَانِ))(مائده// ٦٤) که کنايه از کرم خداوند و قصد مبالغه در سخاوت و بخشندگى او است.
[١]زركشي ، محمد بن بهادر ، ٧٤٥ - ٧٩٤ق;البرهان فى علوم القرآن(باحاشيه);جلد٢;صفحه ٣٠٧
[٢]معرفت ، محمد هادي ، ١٣٠٩ -١٣٨٥.;التمهيد فى علوم القرآن;جلد٥;صفحه ٣٣٩
[٣]كمالي دزفولي ، علي ، ١٢٩٢ -;قرآن ثقل اكبر;صفحه ٢٨٩
[٤]سيوطي ، عبد الرحمان بن ابي بكر ، ٨٤٩ - ٩١١ق.;الاتقان فى علوم القرآن;جلد٣;صفحه ١٥٩