فرهنگ نامه علوم قرآن - دفتر تبلیغات اسلامی - الصفحة ١١٨٠
اماله
اماله
(خارجکردن حرف از حالت فتح به سوى کسره و «يا»)
يکى از مباحث در علم قرائت، بحث اماله و فتح است. «اماله» مصدر باب افعال است و در اصل «اِميال» بوده و به معناى ميلدادن است. در علم تجويد، ميلدادن فتحه به جانب کسره و «الف» به طرف «ياء» را اماله مينامند؛ به عبارت ديگر، خارجکردن حرف از حالت فتح و ميلدادن آن به سوى کسره و «ياء» را اماله گويند.
اماله بر دو قسم است: ١. اماله صغرا، يا بينبين و متوسط؛ ٢. اماله کبرا يا تام.
سبب عمده اماله دو چيز است: ١. کسره؛ ٢. ياء. اگر کلمهاى داراى کسره يا حرف «ي» باشد، فتحه يا الف ماقبل يا مابعد آنها اماله مىشود؛ مانند: «إِيَّاكَ» که فتحه پس از کسره اماله مىگردد. و نيز مانند: «مجرِيها» که در اصل «مجرَيها» بود که فتحه اماله و به کسره تبديل شده است.
علت عمده اماله را سهولت تلفظ گفتهاند؛ چون کسره سادهتر از فتحه است؛ در نتيجه، الف و فتحه را به جانب کسره ميل مىدهند.
معناى ديگر اماله، ميل دادن کسره به «يا» است؛ مانند: «بسمالله»، و اماله مشهور همان اوّلى است.
براى فراگيرى تلفظ اماله به اهل فن و استاد نياز است.
و اما «فتح»، که گاهى به آن «تفخيم» هم گفته ميشود، به اين معنا است که قارى دهان خود را براى تلفظ حرف، بگشايد. فتح بر دو قسم است: فتح شديد، فتح متوسط. فتح شديد، گشودن دهان تا حدّ امکان براى تلفظ لفظ است، که در قرائت قرآن جايز نيست و بلکه در لغت عرب هم جارى نيست. و فتح متوسط، گشودن دهان است به مقدار متوسط بين فتح شديد و اماله صغرا.
يکى از موارد اختلاف در بحث فتح و اماله اين است که اماله فرع براى فتح است يا هر کدام، اصل مستقلى است؟ وجه قول اول اين است که اماله جايز نيست مگر سببى براى آن پيدا شود، و در صورت فقدان سبب، «فتح» لازم است و در صورت وجود سبب اماله هم، فتح و اماله هر دو جايز است، و هر کلمهاى که به اماله تلفظ شده، در ميان عرب، کسانى هستند که آن را به «فتح» تلفظ ميکنند، و اطّراد و شيوع «فتح» دلالت بر اصليت آن و فرعيت اماله ميکند.
برخي، با توجه به حديث نبوي: «نزل القرآن بالتفخيم» اماله در قرآن را ناپسند دانستهاند، اما ديگران در تفسير آن، به گونهاى که با اِعمال اماله سازگار باشد، وجوهى را ذکر کردهاند.
نيز ر.ک: اماله کبرى؛ اماله صغرى.
[١]سيوطي ، عبد الرحمان بن ابي بكر ، ٨٤٩ - ٩١١ق.;الاتقان فى علوم القرآن;جلد١;صفحه ٣٢١و(٣١٤-٣١٧)
[٢]موسوي بلده ، محسن;حلية القرآن قواعد تجويد مطابق با روايت حفص از عاصم;جلد٢;صفحه ٦٩
[٣]داني ، عثمان بن سعيد ، ٣٧١ - ٤٤٤ق.;التحديدفى الاتقان والتجويد;صفحه ١٠٣