فرهنگ نامه علوم قرآن - دفتر تبلیغات اسلامی - الصفحة ٣٨٢
آيه خاتم
آيه خاتم
(آيه ٤٠ احزاب، در باره خاتميت پيامبر اسلام (ص) )
به آيه ٤٠ سوره احزاب «آيه خاتم» گفته ميشود:((ما كانَ مُحَمَّدٌ أَبا أَحَدٍ مِنْ رِجالِكُمْ وَ لكِنْ رَسُولَ اللَّهِ وَ خاتَمَ النَّبِيِّينَ وَ كانَ اللَّهُ بِكُلِّ شَيْءٍ عَلِيماً) ؛ «محمد پدر هيچيك از مردان شما نبود، ولى رسول خدا و خاتم و آخرين پيامبران است و خداوند به هر چيز آگاه است». )
ابتداي اين آيه جواب كوتاه و فشردهاى است در ارتباط با مساله ازدواج پيامبر (ص) با همسر مطلقه زيد (پسر خوانده پيامبر) که براى شكستن يك سنت غلط جاهلى صورت گرفت، و سپس مساله خاتميت را به تناسب خاصى ذيل آن بيان مىكند.
«خاتم» (بر وزن حاتم) آن گونه كه ارباب لغت گفتهاند به معناى چيزى است كه به وسيله آن پايان داده مىشود، و نيز به معناى چيزى آمده است كه با آن اوراق و مانند آن را مهر مىكنند.
در گذشته و امروز اين امر معمول بوده و هست كه وقتى مىخواهند درِ نامه يا ظرف يا خانهاى را ببندند و كسى آن را باز نكند روى در، يا روى قفل آن ماده چسبندهاى مىگذارند، و روى آن مهرى مىزنند كه امروز از آن تعبير به «لاك و مهر» مىشود.
و اين به صورتى است كه براى گشودن آن حتما بايد مهر و آن شىء چسبنده شكسته شود، مهرى را كه بر اينگونه اشياء مىزنند خاتم مىگويند. اينها همه به خاطر آن است كه اين كلمه از ريشه «ختم» به معناى پايان گرفته شده، و از آنجا كه اين كار (مهر زدن) در خاتمه و پايان قرار مىگيرد نام خاتم بر وسيله آن گذارده شده است.
و اگر مىبينيم يكى از معانى خاتم، انگشتر است آن نيز به خاطر همين است كه نقش مهرها را معمولا روى انگشترهايشان مىكندند، و به وسيله انگشتر نامهها را مهر مىكردند. و کلمه خاتم گرچه امروز به انگشتر تزيينى نيز اطلاق مىشود، ولى ريشه اصلى آن از ختم به معناي «پايان» گرفته شده است و در آن روز به انگشترهايى مىگفتند كه با آن نامهها را مهر مىكردند.
اين ماده در قرآن مجيد در موارد متعددى به كار رفته، اما در همه جا به معناي پايان دادن و مهر نهادن است، مانند:((الْيَوْمَ نَخْتِمُ عَلى أَفْواهِهِمْ وَ تُكَلِّمُنا أَيْدِيهِمْ) ؛ «امروز- روز قيامت- مهر بر دهانشان مىنهيم و دستهاى آنها با ما سخن مىگويد» (يس// ٦٥) ، و:)(خَتَمَ اللَّهُ عَلى قُلُوبِهِمْ وَ عَلى سَمْعِهِمْ وَ عَلى أَبْصارِهِمْ غِشاوَةٌ) ؛ «خداوند بر دلها و گوشهاى آنها (منافقان) مهر نهاده (به گونهاى كه هيچ حقيقتى در آن نفوذ نمىكند) و بر چشمهاى آنها پردهاى است» (بقره// ٧) .
خاتم انبياء بودن، به معناي «خاتم المرسلين» بودن نيز هست، و اگر كسى خاتم انبياء شد به طريق اولى خاتم رسولان نيز هست، زيرا مرحله «رسالت» مرحلهاى است فراتر از مرحله «نبوت»، و به تعبير مصطلح، نسبت «نبى» و «رسول» نسبت «عموم و خصوص مطلق» است.
[١]مكارم شيرازي ، ناصر ، ١٣٠٥ -;تفسير نمونه;جلد١٧;صفحه ٣٣٦
[٢]طبرسي ، فضل بن حسن ، ٤٦٨ - ٥٤٨ق;مجمع البيان فى تفسيرالقرآن;جلد٨;صفحه ٥٦٦
[٣]سيوطي ، عبد الرحمان بن ابي بكر ، ٨٤٩ - ٩١١ق.;الدر المنثور في التفسير بالماثور;جلد٥;صفحه ٢٠٢