فرهنگ نامه علوم قرآن - دفتر تبلیغات اسلامی - الصفحة ٢١٣٥
حسن تخلّص
حسن تخلّص
(انتقال از يک مطلب به مطلب ديگر، بدون التفات مخاطب به انتقال)
از مهمترين و ظريفترين اسلوبهاى بديعى قرآن «حسن تخلص» است که به آن «تخلص» و «براعت تخلص» نيز مىگويند و در جايى است که سخنور از کلام آغاز سخن به کلام ديگرى منتقل شود که مقصود اصلى او است؛ بهگونهاى که شنونده، متوجه اين انتقال نشود، ولى معناى اصلى در ذهن او جاى گيرد. اين عدم توجه شنونده به انتقال، به دليل مناسبت و شدت ارتباط ميان دو کلام است.
ابنابىالاصبع مىگويد: حسن تخلص در قرآن، با دقت و شناخت وصل و فصل آيات فهميده مىشود. برخى از متکلمان، حسن تخلص را يکى از وجوه اعجاز شمردهاند.
زرکشى در البرهان مىگويد: از بهترين مثالهاى حسن تخلص آيه((اللَّهُ نُورُ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ مَثَلُ نُورِهِ كَمِشْكَاةٍ فِيهَا مِصْبَاحٌ الْمِصْبَاحُ فِى زُجَاجَةٍ الزُّجَاجَةُ كَأَنَّهَا كَوْكَبٌ دُرِّيٌّ يُوقَدُ مِن شَجَرَةٍ مُّبَارَكَةٍ زَيْتُونِةٍ لَّا شَرْقِيَّةٍ وَلَا غَرْبِيَّةٍ يَكَادُ زَيْتُهَا يُضِيءُ وَلَوْ لَمْ تَمْسَسْهُ نَارٌ نُّورٌ عَلَى نُورٍ يَهْدِى اللَّهُ لِنُورِهِ مَن يَشَاء )… )((نور// ٣٥) است. )
در اين آيه، پنج تخلص به کار رفته است:
١. اول «نور» و صفت آن بيان شده و سپس به بيان «زجاجه» و صفت آن تخلص يافته است.
٢. پس از ذکر «نور» و «زيت»، به «شجره» تخلص يافته است.
٣. پس از «شجره» صفت «زيت» را آورده است.
٤. سپس از صفت «زيت» به صفت «نور» و تضاعف آن تخلص يافته است.
٥. سرانجام به هدايت الهى تخلص يافته است.
[١]معرفت ، محمد هادي ، ١٣٠٩ -١٣٨٥.;التمهيد فى علوم القرآن;جلد٥;صفحه ٣٩٤
[٢]زركشي ، محمد بن بهادر ، ٧٤٥ - ٧٩٤ق;البرهان فى علوم القرآن(باحاشيه);جلد١;صفحه ٤٣
[٣]سيوطي ، عبد الرحمان بن ابي بكر ، ٨٤٩ - ٩١١ق.;الاتقان فى علوم القرآن;جلد٣;صفحه ٣٧٣و٢٨٤
[٤]بستاني ، بطرس ، ١٨٩٨ - ١٩٦٩;محيط المحيط قاموس مطول للغة العربية;صفحه ٢٤٨