فرهنگ نامه علوم قرآن - دفتر تبلیغات اسلامی - الصفحة ١١٩٨
امثال رايج قرآن
امثال ساير قرآن
(امثال رايج قرآن)
(مَثَلهاى قرآنيِ رايج در گفتوگوهاى روزانه)
از آغاز تاريخ اسلام، برخى آيات و فقرات از نظر کمال بلاغت و انسجام و سهولت بيان و عمق معانى، نزد عرب و عجم ضربالمثل و زبانزد عام و خاص شده و در گفتوگوهاى روزانه مردم شاهدمثال قرارگرفته است.
گاهى يک جمله کوتاه (نثر يا نظم) شامل پند و دستور يا يک قاعده اخلاقى است که مورد توجه خاص و عام قرار مىگيرد و به دليل سادگي، روانى و ايجاز، همگان آن را بهکار مىبرند که به آن «ضربالمثل» (مثل ساير) گفته مىشود.
برخى گفتهاند منظور از مثل ساير، صورتى زنده از واقعه خارجى يا خيالى است که با کلماتى اندک و گويا ادا و همانند نشانه براى درک ديگر وقايع بهکارگرفته شود.
شمسالخلافه در کتاب الآداب فهرستى از آياتى را تهيه کرده که در قرن ششم در سراسر ممالک اسلامى يا لااقل در مصر، صورت مثل به خود گرفته است و برخى از آنها همچنان زبانزد مسلمانان است.
برخى نيز فهرستى شامل ٢٤٥ مَثَل از امثال ساير قرآن گردآورى کردهاند که به برخى از آنها اشاره مىکنيم:
١.((الْحَمْدُ للّهِ رَبِّ الْعَالَمِينَ))(حمد// ١) ؛
٢.((فِى قُلُوبِهِم مَّرَضٌ فَزَادَهُمُ اللّهُ مَرَضاً...))(بقره// ١٠) ؛
٣.((... صُمٌّ بُكْمٌ عُمْيٌ فَهُمْ لاَ يَعْقِلُونَ...))(بقره// ١٧١) ؛
٤.((... قُضِيَ الأَمْرُ...))(بقره//٢١٠) ؛
٥.((... فَبُهِتَ الَّذِى كَفَر... َ))(بقره// ٢٥٨) ؛
٦.((... هَذَا فِرَاقُ بَيْنِى وَبَيْنِكَ...))(کهف// ٧٨) ؛
٧.((... نُّورٌ عَلَى نُورٍ...))(نور// ٣٥) .
[١]زركشي ، محمد بن بهادر ، ٧٤٥ - ٧٩٤ق;البرهان فى علوم القرآن(باحاشيه);جلد١;صفحه (٤٨٦-٤٩٥)
[٢]ميرخليلي، احمد، ١٣٣٩ -;مثل درقرآن كريم;صفحه ٤٢
[٣]حكمت ، علي اصغر ، ١٢٧٢ -;امثال قرآن (فصلى ازتاريخ قرآن كريم);صفحه (٦٦-٦٧)و٤٨
[٤]اسماعيلي ، اسماعيل ، ١٣٤٣ -;تفسيرامثال القرآن;صفحه ٦٤٣و٤٥١