فرهنگ نامه علوم قرآن - دفتر تبلیغات اسلامی - الصفحة ١١٨٤
اماله شونده
اماله شونده
(مواضع اِعمال اِماله نزد قرّاء مشهور)
مراد از اماله شونده، حروفي از کلمات قرآن است که اماله در آنها اِعمال ميشود. تعيين همه موارد اِعمال اماله، مربوط به کتب تأليف شده در باره اماله و علم قرائت است. اما مواردي که ضابطه مند است به شرح ذيل است:
حمزه وکسائي و خَلَف در موارد ذيل اماله ميکردند:
١. هر الف منقلب از ياء (اعم از اسم و فعل) ، مثل: الهدي، الفتي، أبي، يخشي.
٢. هر الف تأنيث بر وزن فُعلي (به ضمّ يا فتح يا کسر فاء) ، مثل: طوبي، تقوي، ذکري.
٣. هر کلمه بر وزن فعالي (به ضمّ يا فتح فاء) ، مثل: سُکاري، نَصاري.
٤. کلماتي که حرف آخر آن در مصحف موجود به صورت ياء نوشته ميشود، مثل: بلي، متي، ويلتي، به استثناي: حتّي، إلي، علي، لدي، ما زکي.
٥. معتل واوي که اول آن مضموم يا مکسور باشد، مثل: الضُحي، الرِّبا.
٦. رؤوس آياتِ يازده سوره داراي سياق واحد: طه، النجم، معارج، قيامة، نازعات، عبس، أعلي، الشمس، الليل، الضحي، العلق.
ابوعمرو هر کلمهاي را که حرف آخر آن، الف و قبل از آن حرف راء باشد (بر هر وزني باشد) اماله کرده است، مثل: ذکري، سکاري، يري.
ابوعمرو و کسائي هر کلمه مجروري را که آخر آن، الف و راء باشد (خواه الف اصلي باشد يا زائده) اماله کردهاند، مثل: الدّار، الأبکار، أبصارهم، أوبارها، حمارک.
حمزه، الفِ عين الفعل صيغه فعل ماضي در ١٠ فعل را (هر جا و به هر صورت آمده باشد) اماله کرده است: زاد، شاء، جاء، خاب، رانَ، خاف، زاغ، طاب، ضاق، حاق.
کسائي، هاء تأنيث را در جايي اماله کرده است که، و متصل به يکي از پانزده حرفي باشد که در عبارت: «فجثت زينب لذود شمس» جمع شده و حرف قبل از آنها داراي وقف مطلق باشد، مثل: خليفة، لجّة، ثلاثة، بغتة، أعزّة، خشية، سنّة، حبّة، ليلة، لذّة، قسوة، بلدة، فاحشة، رحمة، خامسة.
[١]سيوطي ، عبد الرحمان بن ابي بكر ، ٨٤٩ - ٩١١ق.;الاتقان فى علوم القرآن;جلد١;صفحه (٣١٨-٣٢٠)