فرهنگ نامه علوم قرآن - دفتر تبلیغات اسلامی - الصفحة ٢٠٦
آيه ٠٠٧ حشر
آيه فئ
(آيه ٠٠٧ حشر)
(آيه ٧ حشر، در باره حکم غنائم به دست آمده بدون جنگ و درگيرى)
به آيه ٧ سوره حشر آيه فىء مىگويند:((مَّا أَفَاء اللَّهُ عَلَى رَسُولِهِ مِنْ أَهْلِ الْقُرَى فَلِلَّهِ وَلِلرَّسُولِ وَلِذِى الْقُرْبَى وَالْيَتَامَى وَالْمَسَاكِينِ وَابْنِ السَّبِيلِ كَيْ لَا يَكُونَ دُولَةً بَيْنَ الْأَغْنِيَاء مِنكُمْ وَمَا آتَاكُمُ الرَّسُولُ فَخُذُوهُ وَمَا نَهَاكُمْ عَنْهُ فَانتَهُوا وَاتَّقُوا اللَّهَ إِنَّ اللَّهَ شَدِيدُ الْعِقَابِ) ؛ )آنچه خدا از [دارايى] ساكنان آن قريهها عايد پيامبرش گردانيد از آن خدا و از آن پيامبر [او] و متعلق به خويشاوندان نزديك [وى] و يتيمان و بينوايان و درراهماندگان است تا ميان توانگران شما دست به دست نگردد و آنچه را فرستاده [او] به شما داد آن را بگيريد و از آنچه شما را باز داشت بازايستيد و از خدا پروا بداريد كه خدا سختكيفر است.
فىء در اصل به معناى رجوع و بازگشت است، و در اصطلاح فقهى به آن دسته از غنائم جنگى گفته مىشود که بدون زحمت و رنج و خونريزى نصيب جامعه اسلامى گردد.
اين آيه و آيه ٦ همين سوره ناظر به داستان شکست يهود بنىنضير است که پس از خروج آنان از مدينه، باغها و زمينهاى کشاورزى و خانهها و قسمتى از اموالشان در مدينه باقى ماند و مسلمانان در انديشه تقسيم آنها براساس سنّت جاهلى بودند، که اين آيه [آيه فىء] نازل شد و با صراحت بيان کرد که چون براى اين اموال، جنگى نشده است و مسلمانان زحمتى نکشيدهاند، تمام آن به رسول خدا (رئيس حکومت اسلامي) تعلق دارد، و او هر طور صلاح بداند تقسيم مىکند. و از آنجايى که شخص پيامبر (ص) مدافع و حافظ حقوق نيازمندان است، قسمت عمده را براى آنان صرف مىکند.
در نتيجه مىتوان گفت اين آيه مصارف فىء را بيان مىکند که شش مصرف دارد:
١. سهم خدا؛ ٢. سهم پيامبر خدا (ص) ؛ ٣. سهم ذىالقربي؛ ٤. سهم يتيمان؛ ٥. سهم مسکينان؛ ٦. سهم درراهماندگان.
از ديگر نکات مهم درباره اين آيه که به آن ارتباط دارد، داستان غمانگيز فدک است. پيامبر (ص) با توجه به اين آيه و آيه ٦ همين سوره (خداوند فىء را مخصوص پيامبر (ص) دانست) مجاز بود آن را در راههاى مذکور مصرف کند. يکى از آن راهها مصرف در زندگى ذىالقربى (خاندان على (ع) و فاطمه (س) ) بود. با توجه به اين، پيامبر (ص) فدک (دهکدهاى آباد در اطراف مدينه و از يهوديان خيبر، که بدون خونريزى و جنگ به غنيمت گرفته بود) را به دخترش فاطمه (س) بخشيد. اين سخنى است که بسيارى از مورخان شيعه و سنّى به آن تصريح کردهاند.
ولى پس از پيامبر کسانى که نمىتوانستند وجود اين قدرت اقتصادى را در دست على (ع) و فاطمه (س) ببينند و آن را مخالف قدرت سياسى خود مىديدند، به بهانههاى واهى آن را به چنگ خود گرفتند.
[١]مكارم شيرازي ، ناصر ، ١٣٠٥ -;تفسير نمونه;جلد٢٣;صفحه (٥٠١-٥١٢)
[٢]جمعي از محققان;مجله رسالة القرآن(فصلنامه);جلد١٩;صفحه (٢٠١-٢١٠)
[٣]طباطبايي ، محمد حسين ، ١٢٨١ - ١٣٦٠;الميزان في تفسير القرآن;جلد١٩;صفحه ٢٠٣