فرهنگ نامه علوم قرآن - دفتر تبلیغات اسلامی - الصفحة ٣٨٩٨
قواعد تشبيه
قواعد تشبيه
(اصول کلى تشبيه چيزى به چيز ديگر)
تشبيه قواعدى دارد که به برخى از آنها اشاره مىشود:
١. وقتى دو چيز به هم تشبيه مىشوند:
أ) گاهى مشبهات صريحاً ذکر مىشود؛ مانند:((وَمَا يَسْتَوِى الْأَعْمَى وَالْبَصِيرُ وَالَّذِينَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ وَلَا الْمُسِيءُ) ؛ )«و نابينا و بينا يکسان نيستند و کسانى که ايمان آورده و کارهاى شايسته کردهاند (نيز) با (مردم) بدکار (يکسان) نيستند» (غافر// ٥٨) .
ب) گاهى مشبهات با صراحت ذکر نمىشود؛ مانند:((وَمَا يَسْتَوِى الْبَحْرَانِ هَذَا عَذْبٌ فُرَاتٌ سَائِغٌ شَرَابُهُ وَهَذَا مِلْحٌ أُجَاجٌ) ؛ «و دو دريا يکسان نيستند؛ اينيک، شيرين تشنگىزدا و نوشيدنش گوارا است و آنيک، شور تلخمزه است» (فاطر// ١٢) . )
٢. بالاترين درجه تشبيه در بلاغت، حذف وجهشبه و ادات تشبيه است.
٣. قاعده در مدح، تشبيه ضعيف به قوى و در ذم، تشبيه بر عکس آن است؛ مانند:
الف((يَا نِسَاء النَّبِيِّ لَسْتُنَّ كَأَحَدٍ مِّنَ النِّسَاء) ؛ «اى همسران پيامبر! شما مانند هيچيک از زنان ديگر نيستيد» (احزاب// ٣٢) ؛ )
ب)((أَمْ نَجْعَلُ الْمُتَّقِينَ كَالْفُجَّارِ) ؛ «يا پرهيزکاران را چون پليدکاران قرار مىدهيم؟ » (ص// ٢٨) . )
٤. گاهى ادات تشبيه بر چيزى وارد مىشود که عين مشبّهٌبه نيست، ولى به آن نزديک است و به دليل اعتماد بر فهم مخاطب آورده مىشود؛ مانند:((كُونوا أَنصَارَ اللَّهِ كَمَا قَالَ عِيسَى ابْنُ مَرْيَمَ)… ) ؛ «ياران خدا باشيد؛ همانگونه که عيسى بن مريم به (حواريون) گفت» (صف // ١٤) .
٥. اصل آن است که ادات تشبيه بر مشبّهٌبه داخل شود؛ اما گاهى بر مشبّه داخل مىشود؛ چه به منظور مبالغه باشد يا براى آشکار کردن و بيان حال؛ مانند:
الف)((وَلَيْسَ الذَّكَرُ كَالأُنثَى) ؛ «و پسر چون دختر نيست» (آلعمران// ٣٦) ؛ )
ب)((قَالُواْ إِنَّمَا الْبَيْعُ مِثْلُ الرِّبَا) ؛ «آنان گفتند داد و ستد صرفاً مانند ربا است» (بقره// ٢٧٥) . )
٦. گاهى تشبيه در واقع بر لفظى محذوف وارد مىشود؛ مانند:((وَمَثَلُ الَّذِينَ كَفَرُواْ كَمَثَلِ الَّذِى يَنْعِقُ بِمَا لاَ يَسْمَعُ إِلاَّ دُعَاء وَنِدَاء) ؛ «و مثل (دعوتکننده) کافران چون مثل کسى است که حيوانى را که جز صدا و ندايى (مبهم، چيزي) نمىشنود بانگ مىزند» (بقره// ١٧١) . تقدير آن مىتواند چنين باشد: «مَثَلُ واعظِ الذين کفروا».)
[١]زركشي ، محمد بن بهادر ، ٧٤٥ - ٧٩٤ق;البرهان فى علوم القرآن(باحاشيه);جلد٣;صفحه ٤١٤
[٢]عبداللطيف ،محمدعبدالوهاب;موسوعة الامثال القرآنية;جلد٢;صفحه ٤٧٣
[٣]كمالي دزفولي ، علي ، ١٢٩٢ -;قرآن ثقل اكبر;صفحه ٢٧٦