فرهنگ نامه علوم قرآن - دفتر تبلیغات اسلامی - الصفحة ٤١٣٠
مبيِّن منفصل
مبيِّن منفصل
(لفظ رافع اجمال لفظ مجمل، و منفصل از آن)
«مبيِّن» لفظى است که دلالتش واضح باشد و اجمالِ لفظ مجمل را بيان و روشن کند. در صورتى که اين مبيِّن در آيه ديگرى و با فاصله آمده باشد، آن را «مبيِّن منفصل» مىنامند؛ مانند:
١.((وُجُوهٌ يَوْمَئِذٍ نَّاضِرَةٌ إِلَى رَبِّهَا نَاظِرَةٌ))(قيامت// ٢٢ و ٢٣) . اين آيه اجمال دارد و با آيه (لاَّ تُدْرِكُهُ الأَبْصَارُ وَهُوَ يُدْرِكُ الأَبْصَارَ) (انعام// ١٠٣) بيان شده است.
٢. (أُحِلَّتْ لَكُم بَهِيمَةُ الأَنْعَامِ إِلاَّ مَا يُتْلَى عَلَيْكُمْ) (مائده// ١) که با آيه((حُرِّمَتْ عَلَيْكُمُ الْمَيْتَةُ وَالْدَّمُ وَلَحْمُ الْخِنْزِيرِ... ))(مائده// ٣) بيان و روشن شده است.
گاهى مبيِّن منفصل، از سنّت است؛ يعنى قرآن با حديث تبيين مىشود؛ مانند:((وَأَقِيمُواْ الصَّلاَةَ وَآتُواْ الزَّكَاةَ))(بقره// ٤٣) و (وَلِلّهِ عَلَى النَّاسِ حِجُّ الْبَيْتِ)((آلعمران// ٩٧) که افعال نماز، مقدار نصاب زکات و مناسک حج در احاديث بيان شده است. )
زرکشي به اين نکته اشاره ميکند که قرينه منفصل- مانند قرينه متصل- گاهى سبب تعيّن معنايى ميشود که اگر اين قرينه در بين نبود کلام، حمل بر معنايى غير از آن معنا ميشد، در اين صورت «تخصيص» و «تأويل» گفته ميشود، مثل آيه:((فَإِن طَلَّقَهَا فَلاَ تَحِلُّ لَهُ مِن بَعْدُ حَتَّىَ تَنكِحَ زَوْجًا غَيْرَهُ))(بقره//٢٣٠) که نسبت به آيه:((الطَّلاَقُ مَرَّتَانِ))(بقره//٢٢٩) عموميت طلاق را- که شامل طلاق بائن هم ميشود- به طلاق رجعى محدود ميکند، و اگر اين قرينه در بين نبود طلاق، حمل بر عموم ميشد.
و گاهى اين قرينه فقط سبب آشکار شدن مراد از لفظ ميشود، به طورى که اگر اين قرينه در بين نبود مفهوم آيه بر اجمال و ابهام خود باقى ميماند، که در اين صورت «بيان» ناميده ميشود.
نيز ر.ک: مبيِّن متصل.
[١]زركشي ، محمد بن بهادر ، ٧٤٥ - ٧٩٤ق;البرهان فى علوم القرآن(باحاشيه);جلد٢;صفحه ١٨٤
[٢]سيوطي ، عبد الرحمان بن ابي بكر ، ٨٤٩ - ٩١١ق.;الاتقان فى علوم القرآن;جلد٣;صفحه ٦٠
[٣]صالح ، صبحي ، ١٩٢٦ -;مباحث فى علوم القرآن;صفحه ٣١٠
[٤]كمالي دزفولي ، علي ، ١٢٩٢ -;قرآن ثقل اكبر;صفحه ٢٠٢