فرهنگ نامه علوم قرآن - دفتر تبلیغات اسلامی - الصفحة ١٦٩٧
تفاسير حشويه
تفاسير حشويه
(تفاسير روايى محض، بدون تدبر و تامل در صحت و سقم احاديث)
در قرون اوليه و عصرهاي آغازين تدوين تفسير، با توجه به حديث منقول از پيامبر اکرم (ص) درباره تفسير به رأي و گناه شمردن چنين تفسيري، غالب مفسران - بهجز باطنيان - براي اينکه مرتکب چنين خطايي و معذب به آتش دوزخ نشوند، کوشيدند به جاي تدبر و اعمال نظر و استنباط از آيات و بيان مفهوم و مفاد قرآن، به نقل احاديث پيامبر اکرم (ص) يا اصحاب در تفسير آيهاي بپردازند؛ تا آنجا که برخي از اخباريان شيعه و ظاهرگرايان سنّي ميگفتند اگر حديثي در تفسير آيهاي از قرآن نرسيده باشد، آن آيه را نبايد تفسير کرد؛ بايد گفت خدا و رسولش به تفسير اين آيه دانا هستند. اين شيوه باعث شد اين گروه براي يافتن حديثي در تفسير آيات قرآن، به هر منبع و سرچشمهاي مراجعه کنند؛ لذا در صحت و سقم حديث، تدبر و درايت را لازم نميدانستند؛ در نتيجه، روايات اسرائيلي و ساخته و پرداخته سازندگان و سوداگران حديث به فراواني وارد احاديث تفسيري شد.
در قرن چهارم و پنجم هجري بهاين دسته از محدثان و اخباريان شيعه لقب حشويه داده بودند؛ يعني کساني که مغزهاي خود را انباشته از حديث کرده، درباره آن هيچ نميانديشند و اصالت را به حديث ميدهند. يکي از آثار حشويگري، اعتقاد به تحريف قرآن بود.
[١]صدرحاج سيدجوادي ، احمد ، ١٢٩٦ -;دائرة المعارف تشيع;جلد٤;صفحه ٣١٤