فرهنگ نامه علوم قرآن - دفتر تبلیغات اسلامی - الصفحة ٤٣٦
آيه عبث
آيه عبث
(آيه ١١٥ مؤمنون، در باره عبث نبودن آفرينش انسان و ضرورت معاد)
به آيه ١١٥ سوره مؤمنون «آيه عَبَث»، و همچنين «آيه بَعث» مىگويند:((أَ فَحَسِبْتُمْ أَنَّما خَلَقْناكُمْ عَبَثاً وَ أَنَّكُمْ إِلَيْنا لا تُرْجَعُونَ) ؛ «آيا گمان كردهايد كه ما شما را بيهوده آفريدهايم و به سوى ما باز گشت نخواهيد كرد!». )
از آنجا كه در آيات گذشته بخشى از مجازات دردناك دوزخيان آمده بود در تعقيب آن در اين قسمت از آيات نوعى ديگر از مجازاتهاى
اين آيه كوتاه و پر معنا يكى از زندهترين دلائل رستاخيز و حساب و جزاى اعمال را بيان مىكند، و آن اينكه اگر راستى قيامت و معادى در كار نباشد زندگى دنيا عبث و بيهوده خواهد بود، زيرا زندگى اين جهان با تمام مشكلاتى كه دارد و با اينهمه تشكيلات و مقدمات و برنامههايى كه خدا براى آن چيده است اگر صرفا براى همين چند روز باشد بسيار پوچ و بى معنا مىباشد. و در آيه بعد اضافه مىكند" خداوندى كه فرمانرواى حق است هيچ معبودى جز او نيست و پروردگار عرش كريم است برتر از آن است كه جهان هستى را بيهوده و بى هدف آفريده باشد((فَتَعالَى اللَّهُ الْمَلِكُ الْحَقُّ لا إِلهَ إِلَّا هُوَ رَبُّ الْعَرْشِ الْكَرِيمِ) . در واقع كسى كار پوچ و بى هدف مىكند كه جاهل و ناگاه، يا ضعيف و ناتوان، يا ذاتا وجودى باطل و بيهوده باشد، اما خداوندى كه جامع تمام صفات كماليه است، فرمانروا و مالك همه عالم هستى است، و حق است و جز حق از او صادر نمىشود، چگونه ممكن است آفرينش او عبث و بى هدف باشد. )
ما از يك سو مىبينيم جهان آفرينش، هم از نظر عظمت و هم از نظر نظم، فوق العاده وسيع و پرشكوه و اعجابانگيز است، اسرار اين جهان بقدرى است كه دانشمندان بزرگ معترفند تمام معلومات بشر در برابر آن همچون يك صفحه كوچك است از يك كتاب بسيار بزرگ، بلكه همه آنچه را از اين عالم مىدانيم در حقيقت الفباى اين كتاب است. هر يك از كهكشانهاى عظيم اين عالم شامل چندين ميليارد ستاره است و تعداد كهكشانها و فواصل آنها آن قدر عظيم است كه حتى محاسبه آن با سرعت سير نور كه در يك ثانيه سيصد هزار كيلومتر راه را طى مىكند وحشت آور است. نظم و دقتى كه در ساختمان كوچكترين واحد اين جهان به كار رفته همانند نظم و دقتى است كه در ساختمان عظيمترين واحدهاى آن ديده مىشود. و انسان در اين ميان، لا اقل كاملترين موجودى است كه ما مىشناسيم و عاليترين محصول اين جهان است تا آنجا كه ما مىدانيم، از سوى ديگر مىبينيم كه اين عاليترين محصول شناخته شده عالم هستى يعنى انسان در اين عمر كوتاه خود در ميان چه ناراحتيها و مشكلاتى بزرگ مىشود؟ او هنوز دوران طفوليت را با همه رنجها و مشكلاتش پشت سر نگذاشته و نفسى تازه نكرده دوران پر غوغاى جوانى با طوفانهاى شديد و كوبندها
ش فرا مىرسد، و هنوز جاى پاى خود را در فصل شباب محكم نكرده دوران كهولت و پيرى با وضع رقتبارش در برابر او آشكار مىشود. آيا باور كردنى است كه هدف اين دستگاه بزرگ و عظيم، و اين اعجوبه خلقت كه نامش انسان است همين باشد كه چند روزى در اين جهان بيايد اين دورانهاى سه گانه را با رنجها و مشكلاتش طى كند، مقدارى غذا مصرف كرده، لباسى بپوشد، بخوابد و بيدار شود و سپس نابود گردد و همه چيز پايان يابد. اگر راستى چنين باشد آيا آفرينش مهمل و بيهوده نيست؟ آيا هيچ عاقلى اين همه تشكيلات عظيم را براى هدفى به اين كوچكى مىچيند؟ ! فرض كنيد مليونها سال نوع انسان در اين دنيا بماند، و نسلها يكى پس از ديگرى بيايند و بروند، علوم مادى آن قدر ترقى كند كه بهترين تغذيه و لباس و مسكن و عاليترين درجه رفاه را براى بشر فراهم سازد، ولى آيا اين خوردن و نوشيدن و پوشيدن و خوابيدن و بيدار شدن، ارزش اين را دارد كه اينهمه تشكيلات براى آن قرار دهند؟
بنا بر اين مطالعه اين جهان با عظمت به تنهايى دليل بر اين است كه مقدمهاى است براى عالمى وسيعتر و گستردهتر، جاودانى و ابدى، تنها وجود چنان جهانى است كه مىتواند به زندگى ما مفهوم بخشد، و آن را از هيچى و پوچى در آورد.
[١]مكارم شيرازي ، ناصر ، ١٣٠٥ -;تفسير نمونه;جلد١٤;صفحه ٣٤٣
[٢]سيوطي ، عبد الرحمان بن ابي بكر ، ٨٤٩ - ٩١١ق.;الدر المنثور في التفسير بالماثور;جلد٥;صفحه ١٧
[٣]طبرسي ، فضل بن حسن ، ٤٦٨ - ٥٤٨ق;مجمع البيان فى تفسيرالقرآن;جلد٧;صفحه ١٩٣
[٤]حويزي ، عبد علي بن جمعه ، - ١١١٢ق.;تفسيرنورالثقلين;جلد٣;صفحه ٥٦٧
[٥]طباطبايي ، محمد حسين ، ١٢٨١ - ١٣٦٠;الميزان في تفسير القرآن;جلد١٥;صفحه ٧٣
[٦]قمي ، علي بن ابراهيم ، - ٣٢٩ق.;تفسيرالقمى;جلد٢;صفحه ٩٥