فرهنگ نامه علوم قرآن - دفتر تبلیغات اسلامی - الصفحة ٤٤٥٩
معجزه
معجزه
(نشان صدق مدّعى نبوّت)
«معجز» اسم فاعل از «اعجاز»، و «ه» براى مبالغه است.
تعريفهاى معجزه در اصطلاح متکلمان و اهل تفسير عبارتند از:
١. اثبات چيزى غير عادى يا نفى چيزى عادى؛ در صورتى که خارقالعاده باشد و با ادعا مطابقت کند.
٢. معجزه آن است که مدعى منصبى از مناصب الهى آن را بياورد که خرق عادت باشد و ديگران از آوردن آن عاجز باشند.
٣. معجزه امرى فراتر از عادت است که در مقام محاجّه آورده مىشود.
٤. معجزه عبارت است از امرى خارج از عادت که دلالت کند امرى ماوراءالطبيعه در طبيعت و امور مادى تصرف کرده است.
در مجموع، کارى خارقالعاده همراه با دعوى نبوت و تحدّى است؛ به طورى که عجز ديگران از انجام مانند آن، بر صدق دعوى نبوت دلالت کند و حاکى از انجام آن کار به تأييد الهى باشد. البته اين کار خارقالعاده بايد داعى به خير و سعادت باشد و مراد از آن نيز نه خودنمايى، بلکه فقط نشان دادن صدق مدعى رسالت و نبوت باشد. تفاوت معجزه و کرامت، در تحدّى است که تحدّى در معجزه هست؛ ولى در کرامت نيست.
معجزه را به دو قسم «معجزه حسى» و «معجزه عقلى» تقسيم کردهاند.
نيز رك: معجزه حسى؛ معجزه عقلى.
[١]بستاني ، بطرس ، ١٨٩٨ - ١٩٦٩;محيط المحيط قاموس مطول للغة العربية;صفحه ٥٧٨
[٢]فيروز آبادي ، محمد بن يعقوب ، ٧٢٩ - ٨١٧ق;بصائرذوى التمييزفى لطائف الكتاب العزيز;جلد١;صفحه (٦٥-٦٦)
[٣]زرقاني ، محمد عبد العظيم ، ١٩٤٨- م.;مناهل العرفان فى علوم القرآن;جلد١;صفحه ٧٣
[٤]معرفت ، محمد هادي ، ١٣٠٩ -١٣٨٥.;التمهيد فى علوم القرآن;جلد٤;صفحه ٢٣
[٥]خويي ، ابوالقاسم ، ١٢٧٨ - ١٣٧١;البيان فى تفسيرالقرآن;صفحه (٢٠-٨)و٣٣
[٦]سبحاني ، جعفر ، ١٣٠٨ -;برهان رسالت;صفحه ٣٩
[٧]سيوطي ، عبد الرحمان بن ابي بكر ، ٨٤٩ - ٩١١ق.;الاتقان فى علوم القرآن;جلد٤;صفحه ٣
[١٣]همان;جلد٣;صفحه ٣٥١
[٨]جمعي از محققان;علوم القرآن عندالمفسرين;جلد٢;صفحه ٣٨١
[٩]ابن فارس ، احمد بن فارس ، -٣٩٥ق.;معجم مقاييس اللغة;جلد٤;صفحه ٢٣٣
[١٠]شرتوني ، سعيد ، ١٨٤٩ - ١٩١٢;اقرب الموارد فى فصح العربيه و الشوارد;جلد٢;صفحه ٧٤٧
[١١]علامه حلي ، حسن بن يوسف ، ٦٤٨ - ٧٢٦ق.;كشف المراد في شرح تجريد الاعتقاد;صفحه ١٩٦
[١٢]طباطبايي ، محمد حسين ، ١٢٨١ - ١٣٦٠;الميزان في تفسير القرآن;جلد١;صفحه ٧٣