فرهنگ نامه علوم قرآن - دفتر تبلیغات اسلامی - الصفحة ٣٢٨٦
صنعت توشيح
توشيح
(صنعت توشيح)
(تناسب کلمه يا کلمات پايانى آيه با معناى صدر آيه)
يکى از اقسام اسلوب بديعى قرآن «توشيح» است که به آن «مطمع» نيز مىگويند و ابنابىالاصبع عبدالعظيم بن عبدالواحد (م ٦٥٤ ق) (صاحب کتاب «بديع القرآن») آن را يکى از انواع فواصل قرآن شمرده است.
«توشيح» مصدر باب تفعيل از ماده «وشح» است و در جايى مطرح مىشود که خود به خود انتها و خاتمه کلام قابل دستيابى و پيشبينى باشد؛ به صورتى که اگر متکلم سکوت کند و سخن را ادامه ندهد، شنونده خود به خود آن را ترنم مىکند و مىخواند؛ به ديگر بيان، توشيح اين است که در آغاز سخن، معنايى بيايد که به کمک آن اگر کلام شعر است قافيه آن، و اگر نثر است سجع آن شناسايى شود؛ مانند:
١.((إِنَّ اللّهَ اصْطَفَى آدَمَ وَنُوحًا وَآلَ إِبْرَاهِيمَ وَآلَ عِمْرَانَ عَلَى الْعَالَمِينَ) ؛ «به يقين خداوند آدم و نوح و خاندان ابراهيم و خاندان عمران را بر مردم جهان برترى داده است» (آلعمران// ٣٣) . )
از گزينش و نام بردن افراد مذکور در آيه، آخر آيه (فاصله) دانسته مىشود؛ زيرا افراد مذکور، صنفى از اصناف جهانيان (عالمين) هستند و همواره گزينش بر پايه اشتراک در جنس صورت مىگيرد.
٢.((وَآيَةٌ لَّهُمْ اللَّيْلُ نَسْلَخُ مِنْهُ النَّهَارَ فَإِذَا هُم مُّظْلِمُونَ) ؛ «و نشانهاى [ديگر] براى آنها شب است كه روز را [مانند پوست] از آن برمىكنيم و بناگاه آنان در تاريكى فرو مىروند» (يس// ٣٧) . )
شخص آشنا با اين سوره که ميداند مقاطع آيههاى آن، نون مقرون به ردف (حرف لين، يعنى واو، الف و يا) است، و ميبيند که در صدر آيه سخن از انسلاخ و جداسازى روز از شب است، متوجه ميشود که فاصله (بخش پايانى آيه) «مظلمون» مىشود؛ زيرا کسى که روز او از شبش جدا شد، وارد ظلمت مىشود.
[١]سيوطي ، عبد الرحمان بن ابي بكر ، ٨٤٩ - ٩١١ق.;الاتقان فى علوم القرآن;جلد٣;صفحه ٣٥٥و٣٤٥و٢٨٤
[٢]زركشي ، محمد بن بهادر ، ٧٤٥ - ٧٩٤ق;البرهان فى علوم القرآن(باحاشيه);جلد١;صفحه ٩٥و(٧٨-٧٩)
[٣]باقلاني ، محمد بن طيب ، ٣٣٨ - ٤٠٣ق.;اعجازالقرآن;صفحه ٩٢
[٤]معرفت ، محمد هادي ، ١٣٠٩ -١٣٨٥.;التمهيد فى علوم القرآن;جلد٥;صفحه ٢٠٢
[٥]بستاني ، بطرس ، ١٨٩٨ - ١٩٦٩;محيط المحيط قاموس مطول للغة العربية;صفحه ٩٧٠