فرهنگ نامه علوم قرآن - دفتر تبلیغات اسلامی - الصفحة ٩١٩
استفهام تهكمي
استفهام تهكمي
(پرسش به قصد تمسخر مخاطب)
«تهکّم» يعنى استهزا و مسخرهکردن، و «استفهام تهکمى» -از اقسام استفهام مجازي- که به آن استفهام استهزايى نيز مىگويند، آن است که گوينده، هيچ سؤالى از مخاطب ندارد، ولى براى مسخرهکردن، سخن خود را به صورت سؤال ميآورد؛ مانند:
١.((قَالُواْ يَا شُعَيْبُ أَصَلاَتُكَ تَأْمُرُكَ أَن نَّتْرُكَ مَا يَعْبُدُ آبَاؤُنَا...) ؛ )گفتنداى شعيب آيا نماز تو به تو دستور مىدهد كه آنچه را پدران ما مىپرستيدهاند رها كنيم (هود// ٨٧) . در اين آيه، قوم شعيب براى مسخره و استهزاى وي، سخن خود را به صورت استفهام گفتهاند.
٢. (فَرَاغَ إِلَى آلِهَتِهِمْ فَقَالَ أَلَا تَأْكُلُونَ مَا لَكُمْ لَا تَنطِقُونَ) ؛ تا نهانى به سوى خدايانشان رفت و [به ريشخند] گفت آيا غذا نمىخوريد؛ شما را چه شده كه سخن نمىگوييد (صافات// ٩١ - ٩٢) . در اين آيه، سؤال حضرت ابراهيم (ع) از بتها، استهزايى و تهکمى است.
[١]زركشي ، محمد بن بهادر ، ٧٤٥ - ٧٩٤ق;البرهان فى علوم القرآن(باحاشيه);جلد٢;صفحه ٣٤٣
[٢]سيوطي ، عبد الرحمان بن ابي بكر ، ٨٤٩ - ٩١١ق.;الاتقان فى علوم القرآن;جلد٣;صفحه ٢٧٣