فرهنگ نامه علوم قرآن - دفتر تبلیغات اسلامی - الصفحة ٨٤٧
استدراك و استثنا
استدراك و استثنا
(دفع توهم حاصل از کلام قبل، و اخراج چيزى از حکم پيشين)
«استدراک» در اصطلاح نحويها، دفع توهمى است که از کلام سابق بهوجود آمده و ادات آن «لکن» است.
استدراک بر دو قسم است:
١. استدراک مسبوق به تقدير؛ مانند: (إِذْ يُرِيكَهُمُ اللّهُ فِى مَنَامِكَ قَلِيلاً وَلَوْ أَرَاكَهُمْ كَثِيرًا لَّفَشِلْتُمْ وَلَتَنَازَعْتُمْ فِى الأَمْرِ وَلَكِنَّ اللّهَ سَلَّمَ...) ؛ [اى پيامبر ياد كن] آنگاه را كه خداوند آنان [ سپاه دشمن] را در خوابت به تو اندك نشان داد و اگر ايشان را به تو بسيار نشان مىداد قطعا سست مىشديد و حتما در كار [جهاد] منازعه مىكرديد ولى خدا شما را به سلامت داشت (انفال// ٤٣) .
٢. استدراک غيرمسبوق به تقدير و داراى نفى ظاهرى؛ مانند:((فَلَمْ تَقْتُلُوهُمْ وَلَكِنَّ اللّهَ قَتَلَهُمْ وَمَا رَمَيْتَ إِذْ رَمَيْتَ وَلَكِنَّ اللّهَ رَمَى...) ؛ )و شما آنان را نكشتيد بلكه خدا آنان را كشت و چون [ريگ به سوى آنان] افكندى تو نيفكندى بلكه خدا افكند (انفال// ١٧) .
«استثنا» در اصطلاح نحويها بيرونکردن چيزى از حکم پيشين است؛ مانند:((فَسَجَدَ الْمَلآئِكَةُ كُلُّهُمْ أَجْمَعُونَ)إِلاَّ إِبْلِيسَ...) ؛ پس فرشتگان همگى يكسره سجده كردند، جز ابليس (حجر// ٣٠و٣١) .
استدراک و استثنا در صورتى از بدايع و محسنات بديعى شمرده مىشوند که علاوه بر معانى لغوي، دربردارنده نوعى از انواع محاسن نيز باشند. مثلاً در آيه،((فَسَجَدَ الْمَلآئِكَةُ كُلُّهُمْ)…)(در)(إِلاَّ إِبْلِيسَ...)(فن احتراس به کار رفته که باعث شده است اين استثنا از محسنات بديعيه شمرده شود.)
[١]زركشي ، محمد بن بهادر ، ٧٤٥ - ٧٩٤ق;البرهان فى علوم القرآن(باحاشيه);جلد٣;صفحه (٤٨-٥١)
[٢]سيوطي ، عبد الرحمان بن ابي بكر ، ٨٤٩ - ٩١١ق.;الاتقان فى علوم القرآن;جلد٣;صفحه ٣٠١و٢٨٤
[٣]بستاني ، بطرس ، ١٨٩٨ - ١٩٦٩;محيط المحيط قاموس مطول للغة العربية;صفحه ٢٧٨و٨٦