فرهنگ نامه علوم قرآن - دفتر تبلیغات اسلامی - الصفحة ٥٧٨
اختصاص
حصر و اختصاص
(اختصاص)
(اختصاص دادن چيزى به چيز ديگر به طريق مخصوص)
از اسلوبهاى معانى قرآن «حصر و اختصاص» است که به آن «قصر» نيز مىگويند؛ يعنى اختصاص دادن چيزى به چيز ديگر به طريق مخصوص؛ به عبارت ديگر «حصر» اثبات حکمى براى موردى معين و نفى آن حکم از موارد ديگر است. به کسى يا چيزى که قصر بر آن صورت گرفته است «مقصور» و به فعل، اسم، ظرف يا حالتى که بهآن اختصاص يافته است، «مقصورٌعليه» مىگويند. در جمله «تنها من آمدم» به «تنها» ادات قصر و به «مَن» مقصور و به «آمدن» مقصورٌعليه مىگويند. البته برخى صاحبنظران ميان حصر و اختصاص تفاوت قائل شدهاند.
حصر بر دو قسم است:
١. حصر صفت بر موصوف؛
٢. حصر موصوف بر صفت.
و هر کدام از اين دو يا مجازى است يا حقيقي.
حصر نسبت به اعتقاد مخاطب بر سه قسم است:
١. حصر اِفراد؛ ٢. حصر قلب؛ ٣. حصر تعيين.
فرق بين اين اقسام ايناست که در قصر إفراد، مخاطب اعتقاد دارد مثلاً زيد هم شاعر است و هم نويسنده؛ ولى در قصر قلب، اعتقاد دارد نويسنده است، نه شاعر؛ و در قصر تعيين شک دارد شاعر است يا نويسنده. در هر سه مورد، متکلم مىگويد: «زيد تنها شاعر است» و با اين عبارت اعتقاد نادرست يا شک مخاطب را برطرف مىکند چنانکه ملاحظه شد، قصر إفراد و تعيين و قلب با توجه به اوضاع و احوال مخاطب، معنادار است؛ در نتيجه، ممکن است يک مثال با توجه به شرايط مختلف، در هر سه مورد به کار رود.
نيز ر.ک: ادات حصر؛ حصر موصوف بر صفت؛ حصر صفت بر موصوف.
[١]سيوطي ، عبد الرحمان بن ابي بكر ، ٨٤٩ - ٩١١ق.;الاتقان فى علوم القرآن;جلد٣;صفحه (١٦٦-١٧٨)
[٢]كمالي دزفولي ، علي ، ١٢٩٢ -;قرآن ثقل اكبر;صفحه (٢٢٣-٢٣٦)
[٣]بستاني ، بطرس ، ١٨٩٨ - ١٩٦٩;محيط المحيط قاموس مطول للغة العربية;صفحه ٧٣٨و١٧٢
[٤]علوي مقدم ، محمد ، ١٣١١ -;درقلمروبلاغت;صفحه ٢٠٨