فرهنگ نامه علوم قرآن - دفتر تبلیغات اسلامی - الصفحة ٤٨٣٨
وقف ناقص
وقف ناقص
(وقف بر بخشي از کلام، با نياز بخش بعدي به آن)
وقف اختياري را در يک تقسيم، به وقف تام و ناقص منقسم کردهاند. «وقف ناقص» در جايي است که از بخش بعدي مستغني باشد اما بخش بعدي، از اين کلام مستغني نباشد. مثلاً در:((اهدِنَا الصِّرَاطَ المُستَقِيمَ صِرَاطَ الَّذِينَ أَنعَمتَ عَلَيهِمْ))(فاتحه//٦-٧) هر چند عبارت: «اهدِنَا الصِّرَاطَ المُستَقِيمَ» به مابعد نيازي ندارد، اما «صِرَاطَ الَّذِينَ أَنعَمتَ عَلَيهِمْ» به ماقبل مرتبط بوده و بي نياز از آن نيست.
ارتباط معنايي بين دو بخش کلام، از حيث شدت و ضعف، متفاوت است و به همين ملاک، اقسام پنج گانهاي به اسامي: «وقف اتمّ»، «وقف تام»، «وقف شبه تام»، «وقف ناقص» و «وقف انقص» ترسيم کردهاند که ارتباط در اين اقسام- به ترتيب- از ضعف به شدت ميگرايد، و به همين نسبت، مکثِ همراه با وقف، کم و کمتر ميشود به طوري که در «وقف انقص» بخش اول بدون مکث و تراخي بايد به دنبال بخش اول قرائت شود.
زرکشي در مواردي، وقف ناقص را نيکو شمرده است:
١. به هدف بيان يک نکته، مثل وقف بر «عِوَجَا» در آيه:((وَلَمْ يَجْعَل لَّهُ عِوَجَاقَيِّمًا لِّيُنذِرَ بَأْسًا شَدِيدًا مِن لَّدُنْهُ))(کهف//١-٢) براي بيان اين نکته که «قَيِّمًا» منفصل از «عِوَجَا» بوده و حال (با نيت تقدّم) است. و مثل وقف بر «بَنَاتُ الأُخْتِ» در آيه: (حُرِّمَتْ عَلَيْكُمْ أُمَّهَاتُكُمْ وَبَنَاتُكُمْ وَأَخَوَاتُكُمْ وَعَمَّاتُكُمْ وَخَالاَتُكُمْ وَبَنَاتُ الأَخِ وَبَنَاتُ الأُخْتِ وَأُمَّهَاتُكُمُ اللاَّتِي أَرْضَعْنَكُمْ) (نساء//٢٣) براي فاصله گذاشتن بين تحريم نَسَبي و سببي. و مثل وقف بر «مَّرْقَدِنَا» در آيه: (قَالُوا يَا وَيْلَنَا مَن بَعَثَنَا مِن مَّرْقَدِنَا هَذَا مَا وَعَدَ الرَّحْمَنُ وَصَدَقَ الْمُرْسَلُونَ)((يس//٥٢) براي بيان اين نکته که «هَذَا... » ادامه قول مذکور نيست. )
٢. وقف بر رؤوس آيات، مثل:((مَاكِثِينَ فِيهِ أَبَدًاوَيُنذِرَ الَّذِينَ))(کهف//٣-٤) ، و:((وَاتَّقُواْ لَعَلَّكُمْ تُرْحَمُونَأَن تَقُولُواْ))(انعام//١٥٥-١٥٦) .
٣. در مواردي که صورت وقف و وصل به لحاظ لفظ، عين همديگر باشند، مثل: (كَلَّا إِنَّهَا لَظَىنَزَّاعَةً لِّلشَّوَىتَدْعُو مَنْ أَدْبَرَ وَتَوَلَّىوَجَمَعَ فَأَوْعَى) (معارج//١٥-١٨) .
٤. در مواردي که کلام مبني بر وقف است، که به لحاظ صيغه، غير از وقف، جايز نيست، مثل:((لَمْ أُوتَ كِتَابِيهْوَلَمْ أَدْرِ مَا حِسَابِيهْ))(حاقه//٢٥-٢٦) .
[١]سخاوي ، علي بن محمد ، ٥٥٨-٦٤٣ق.;جمال القراء و كمال الاقراء;جلد٢;صفحه ٤٠٢
[٢]زركشي ، محمد بن بهادر ، ٧٤٥ - ٧٩٤ق;البرهان فى علوم القرآن(باحاشيه);جلد١;صفحه (٣٦٤-٣٦٧)و٣٦٠