فرهنگ نامه علوم قرآن - دفتر تبلیغات اسلامی - الصفحة ٤٨٠
آيه محاربه
آيه محاربه
(آيه ٣٣ مائده، در باره کيفيت مجازات افراد محارب و مفسد)
به آيه ٣٣ سوره مائده «آيه محاربه» مىگويند:((إِنَّما جَزاءُ الَّذِينَ يُحارِبُونَ اللَّهَ وَ رَسُولَهُ وَ يَسْعَوْنَ فِي الْأَرْضِ فَساداً أَنْ يُقَتَّلُوا أَوْ يُصَلَّبُوا أَوْ تُقَطَّعَ أَيْدِيهِمْ وَ أَرْجُلُهُمْ مِنْ خِلافٍ أَوْ يُنْفَوْا مِنَ الْأَرْضِ ذلِكَ لَهُمْ خِزْيٌ فِي الدُّنْيا وَ لَهُمْ فِي الْآخِرَةِ عَذابٌ عَظِيمٌ) ؛ «كيفر آنها كه با خدا و پيامبر به جنگ بر مىخيزند و در روى زمين دست به فساد مىزنند (و با تهديد به اسلحه به جان و مال و ناموس مردم حمله مىبرند) اين است كه اعدام شوند يا به دار آويخته گردند يا (چهار انگشت از) دست راست و پاى چپ آنها بريده شود و يا از سرزمين خود تبعيد گردند، اين رسوايى آنها در دنياست و در آخرت مجازات بزرگى دارند». )
در شان نزول اين آيه چنين نقل كردهاند كه: جمعى از مشركان خدمت پيامبر آمدند و مسلمان شدند اما آب و هواى مدينه به آنها نساخت، رنگ آنها زرد و بدنشان بيمار شد، پيامبر (ص) براى بهبودى آنها دستور داد به خارج مدينه در نقطه خوش آب و هوايى از صحرا كه شتران زكات را در آنجا به چرا مىبردند بروند و ضمن استفاده از آب و هواى آنجا از شير تازه شتران به حد كافى استفاده كنند، آنها چنين كردند و بهبودى يافتند اما به جاى تشكر از پيامبر (ص) چوپانهاى مسلمان را دست و پا بريده و چشمان آنها را از بين بردند و سپس دست به كشتار آنها زدند و شتران زكات را غارت كرده و از اسلام بيرون رفتند. پيامبر (ص) دستور داد آنها را دستگير كردند و همان كارى كه با چوپانها انجام داده بودند به عنوان مجازات در باره آنها انجام يافت، يعنى چشم آنها را كور كردند و دست و پاى آنها را بريدند و كشتند تا ديگران عبرت بگيرند و مرتكب اين اعمال ضد انسانى نشوند، آيه فوق در باره اين گونه اشخاص نازل گرديد و قانون اسلام را در مورد آنها شرح داد.
منظور از «محاربه با خدا و پيامبر» آن چنان كه در احاديث اهل بيت (ع) وارد شده و شان نزول آيه نيز كم و بيش به آن گواهى مىدهد اين است كه كسى با تهديد به اسلحه به جان يا مال مردم تجاوز كند، اعم از اينكه به صورت دزدان گردنهها در بيرون شهرها چنين كارى كند و يا در داخل شهر، بنا بر اين افراد چاقوكشى كه حمله به جان و مال و نواميس مردم مىكنند نيز مشمول آن هستند.
و منظور از قطع دست و پا طبق آنچه در كتب فقهى اشاره شده همان مقدارى است كه در مورد سرقت بيان گرديده يعنى تنها بريدن چهار انگشت از دست يا پا مىباشد.
در مورد اينکه آيا مجازاتهاى چهارگانه فوق جنبه تخييرى دارد يعنى حكومت اسلام هر كدام از آنها را در باره هر كسى صلاح ببيند اجراء مىكند، و يا متناسب با چگونگى جرم و جنايتى است كه از آنها انجام گرفته؟ يعنى اگر افراد محارب دست به كشتن انسانهاى بىگناهى زدهاند مجازات قتل براى آنها انتخاب مىشود و اگر اموال مردم را با تهديد به اسلحه ببرند انگشتان دست و پاى آنها قطع مىشود و اگر هم دست به آدمكشى و هم سرقت اموال زده باشند اعدام مىشوند و جسد آنها براى عبرت مردم مقدارى به دار آويخته مىشود و اگر تنها اسلحه به روى مردم كشيدهاند بدون اينكه خونى ريخته شود و يا سرقتى انجام گيرد به شهر ديگرى تبعيد خواهند شد، شك نيست كه معناي دوم به حقيقت نزديكتر است، و اين مضمون در چند حديث از ائمه اهل بيت (ع) وارد شده است.
[١]مكارم شيرازي ، ناصر ، ١٣٠٥ -;تفسير نمونه;جلد٤;صفحه ٣٥٩
[٢]طوسي ، محمد بن حسن ، ٣٨٥ - ٤٦٠ق.;التبيان في تفسير القرآن;جلد٣;صفحه ٥٠٤
[٣]طبرسي ، فضل بن حسن ، ٤٦٨ - ٥٤٨ق;مجمع البيان فى تفسيرالقرآن;جلد٣;صفحه ٢٩١
[٤]سيوطي ، عبد الرحمان بن ابي بكر ، ٨٤٩ - ٩١١ق.;الدر المنثور في التفسير بالماثور;جلد٢;صفحه ٧٧٧
[٥]طباطبايي ، محمد حسين ، ١٢٨١ - ١٣٦٠;الميزان في تفسير القرآن;جلد٥;صفحه ٣٢٦
[٦]فخر رازي ، محمد بن عمر ، ٥٤٤ - ٦٠٦ق.;التفسيرالكبير;جلد١١;صفحه ٣٤٥
[٧]حويزي ، عبد علي بن جمعه ، - ١١١٢ق.;تفسيرنورالثقلين;جلد١;صفحه ٦٢١
[٨]قمي ، علي بن ابراهيم ، - ٣٢٩ق.;تفسيرالقمى;جلد١;صفحه ١٦٧