فرهنگ نامه علوم قرآن - دفتر تبلیغات اسلامی - الصفحة ٤٧١٠
نسخ قرآن به سنت
نسخ قرآن به سنت
(نسخ حکم شرعى قرآنى با خبر معصوم (ع) )
يکى از اقسام نسخ قرآن، نسخ قرآن به سنّت است، که دو قسم دارد:
١. نسخ قرآن به خبر واحد؛
٢. نسخ قرآن به خبر متواتر.
گروهى از دانشمندان اهلسنّت، نسخ قرآن به خبر واحد را پذيرفتهاند؛ اما بيشتر محققان، اين نسخ را انکار کردهاند. درباره نسخ قرآن با خبر متواتر نيز اختلاف نظر هست؛ گروهى با اين استدلال که سنّت نيز همانند آيات قرآن از سوى خدا است (نجم// ٣ و ٤) و فرقى ميان کتاب و سنت در تشريع نيست و نيز با استناد به مواردى از نسخ قرآن به سنت متواتر، آن را پذيرفتهاند. از نمونههاى نسخ قرآن به سنّت متواتر، آيه ١٨٠ سوره بقره درباره وصيت و نيز آيه ٢ سوره نور درباره حکم شلاق درباره زنان باکره و غير باکره است.
مخالفان نسخ قرآن به سنّت متواتر نيز به ادلّه عقلى و نقلى استناد کردهاند؛ مانند:
١. سنّت، فرع قرآن است و حجيت و اعتبارش با قرآن ثابت شده است. با اين فرض، چگونه ممکن است فرع بر اصل پيشى بگيرد و آن را نسخ کند؟ !
٢. قرآن از جهات مختلفى از سنّت قوىتر است؛ از جمله اين که الفاظ قرآن معجزه، و مسّ قرآن بدون طهارت حرام است؛ حال چگونه اضعف مىتواند اقوا را از بين ببرد؟ !
٣. نپذيرفتن نسخ قرآن با سنّت متواتر موجب صيانت قرآن از طعن طعنهزنندگان مىشود؛
٤. به شهادت آياتى از قرآن، نسخ قرآن به سنّت جايز نيست؛ مانند:
أ. آيه ١٠٦ سوره بقره:((مَا نَنسَخْ مِنْ آيَةٍ أَوْ نُنسِهَا نَأْتِ بِخَيْرٍ مِّنْهَا أَوْ مِثْلِهَا...) . اين آيه، نسخ قرآن را منسوب به خدا مىداند؛ بنابراين، تنها قرآن مىتواند ناسخ باشد، نه چيز ديگر؛ )
ب. آيه ٤٤ سوره نحل:((... وَأَنزَلْنَا إِلَيْكَ الذِّكْرَ لِتُبَيِّنَ لِلنَّاسِ مَا نُزِّلَ إِلَيْهِمْ...))که سنّت را مبيّن قرآن معرفى کرده است، نه ناسخ آن؛
ج. آيه ١٠١ سوره نحل:((وَإِذَا بَدَّلْنَا آيَةً مَّكَانَ آيَةٍ وَاللّهُ أَعْلَمُ بِمَا يُنَزِّلُ...))که تبديل آيه را تنها به آيه معرفى کرده است، نه به سنّت و امثال آن.
اما به اعتقاد گروه مقابل، هيچ يک از اين ادله نمىتواند ادعاى مخالفان را ثابت کند؛ زيرا:
١. اولاً اگر سنّت، آياتى را که بيانگر حجيّت و اعتبار خود سنت است نسخ ميکرد، اشکال وارد بود؛ در حالى که سنّت، آياتى را نسخ مىکند که ربطى به حجيت و اعتبار سنت ندارد؛ ثانياً خود قرآن به پيروى از رسول گرامى (ص) و سنّت او فرمان داده است؛ لذا اگر سنّت در جايى به نسخ امر کند و ما آن را نپذيريم، در حقيقت برخلاف دستور خداوند عمل کردهايم.
٢. گرچه قرآن در جهات ياد شده اقوى از سنّت است، اما اين دليل بر اقوا بودن دلالت آيات از دلالت سنّت نيست؛ زيرا تقديم سنّت در صورت تعارض صرفاً به آن دليل است که سنّت بيانگر آيه و قرينه بر آن است.
٣. همانگونه که صيانت از قرآن لازم است، صيانت از رسول خدا (ص) و سنّت او هم لازم است و نمىتوان به خاطر بهانهگيرى کافران و ملحدان از مطلب حقى چشمپوشى کرد.
٤. اشکال استدلال به آيات، عبارت است از اينکه در آيه((مَا نَنسَخْ مِنْ آيَةٍ...))بايد گفت حکمى که توسط رسول خدا (ص) صادر مىشود، آن هم از سوى خدا است؛ بنابراين، اگر سنّت نبوى آيهاى را نسخ کند، هيچ اشکالى ندارد.
اما در آيه دوم، مبيّن بودن پيامبر (ص) با ناسخ بودن آن منافاتى ندارد؛ زيرا نسخ هم نوعى بيان و تبيين است؛ بيان انتهاى حکم شرعى به طريق شرعى.
اما در آيه سوم، اوّلاً ظهور آيه در تبديل «لفظ» آيهاى به آيه ديگر است؛ درحالى که بحث ما در اينجا تبديل حکم آيه است؛ ثانياً اين آيه از واقعيتى خارجى حکايت مىکند؛ به اين شرح که هرگاه پيامبر (ص) آيهاى را به جاى آيهاى ديگر مىآورد، آن حضرت را به افترا بر خداوند متهم مىکردند؛ ولى اين دليل نمىشود که تبديل آيه (نسخ) صرفاً با آيه ممکن است و لا غير.
[١]زركشي ، محمد بن بهادر ، ٧٤٥ - ٧٩٤ق;البرهان فى علوم القرآن(باحاشيه);جلد٢;صفحه ٣٢
[٢]زرقاني ، محمد عبد العظيم ، ١٩٤٨- م.;مناهل العرفان فى علوم القرآن;جلد٢;صفحه ٢٥٤
[٣]سيوطي ، عبد الرحمان بن ابي بكر ، ٨٤٩ - ٩١١ق.;الاتقان فى علوم القرآن;جلد٣;صفحه ٦٧
[٤]عاملي ، جعفر مرتضي ، ١٩٤٤ -;حقايقى مهم پيرامون قرآن كريم;صفحه ٢٥٥
[٥]صالح ، صبحي ، ١٩٢٦ -;مباحث فى علوم القرآن;صفحه ٢٦١
[٦]اسماعيل ، شعبان محمد;دراسات حول القرآن والسنة;صفحه (٤٩٦-٥٠٧)