فرهنگ نامه علوم قرآن - دفتر تبلیغات اسلامی - الصفحة ٤٧٠
آيه ليلة المبيت
آيه ليلة المبيت
(آيه ٢٠٧ بقره، در باره خوابيدن علي (ع) در بستر پيامبر (ص) در شب هجرت آن حضرت به مدينه)
به آيه ٢٠٧ سوره بقره «آيه ليلة المبيت» مىگويند: (وَ مِنَ النَّاسِ مَنْ يَشْرِي نَفْسَهُ ابْتِغاءَ مَرْضاتِ اللَّهِ وَ اللَّهُ رَؤُفٌ بِالْعِبادِ) ؛ «بعضى از مردم (با ايمان و فداكار، همچون على (ع) در ليلة المبيت به هنگام خفتن در جايگاه پيغمبر (ص) ، جان خود را به خاطر خشنودى خدا مىفروشند، و خداوند نسبت به بندگان مهربان است».
شأن نزول: ثعلبي، از مفسران معروف اهل تسنن مىگويد: هنگامى كه پيغمبر اسلام تصميم گرفت مهاجرت كند براى اداى دَينهاى خود و تحويل دادن امانتهايى كه نزد او بود على (ع) را به جاى خويش قرار داد و شب هنگام كه مىخواست به سوى غار ثور برود و مشركان اطراف خانه او را براى حمله به او محاصره كرده بودند دستور داد على (ع) در بستر او بخوابد و پارچه سبز رنگى (برد حضرمى) كه مخصوص خود پيغمبر بود روى خود بكشد در اين هنگام خداوند به جبرئيل و ميكائيل وحى فرستاد كه من بين شما برادرى ايجاد كردم و عمر يكى از شما را طولانىتر قرار دادم كدام يك از شما حاضر است ايثار به نفس كند و زندگى ديگرى را بر خود مقدم دارد؟ هيچكدام حاضر نشدند. به آنها وحى شد اكنون على (ع) در بستر پيغمبر خوابيده و آماده شده جان خويش را فداى او سازد به زمين برويد و حافظ و نگهبان او باشيد.
هنگامى كه جبرئيل بالاى سر و ميكائيل پايين پاى على (ع) نشسته بودند جبرئيل مىگفت: به به آفرين بر تو اى على! خداوند به واسطه تو بر فرشتگان مباهات مىكند. در اين هنگام آيه فوق نازل گرديد و به همين دليل آن شب تاريخى به نام «ليلة المبيت» ناميده شده است. ابن عباس مىگويد اين آيه هنگامى كه پيغمبر از مشركان كناره گرفته بود و با ابوبكر به سوى غار مىرفت در باره على (ع) كه در بستر پيغمبر خوابيده بود نازل شد.
ابو جعفر اسكافى مىگويد: جريان خوابيدن على (ع) در بستر پيغمبر (ص) به تواتر ثابت شده و غير از كسانى كه مسلمان نيستند و افراد سبك مغز آن را انكار نمىكنند. در جلد دوم «الغدير» ذيل آيه مورد بحث، اسامي تعداد زيادي از بزرگان اهل سنت که اين جريان را نقل کردهاند آمده است.
گر چه آيه فوق، مربوط به ماجراى هجرت پيغمبر اكرم (ص) و فداكارى على (ع) و خوابيدن او در بستر آن حضرت است، ولى همچون ساير آيات قرآن، مفهوم و محتواى كلى و عمومى دارد. و در واقع نقطه مقابل چيزى است كه در آيات قبل در مورد منافقان وارد شده بود.
در اين معامله، خداوند خريدار است، و متاع فروشنده، جان او است، و بهاى معامله خشنودى ذات پاك خداوند است. در حالى كه در موارد ديگرى بهاى اينگونه معاملات را بهشت جاويدان و نجات از دوزخ ذكر شده است، مثلاً مىفرمايد:((إِنَّ اللَّهَ اشْتَرى مِنَ الْمُؤْمِنِينَ أَنْفُسَهُمْ وَ أَمْوالَهُمْ بِأَنَّ لَهُمُ الْجَنَّةَ يُقاتِلُونَ فِي سَبِيلِ اللَّهِ فَيَقْتُلُونَ وَ يُقْتَلُونَ) ؛ «خدا از مؤمنان جانها و مالهايشان را خريدارى مىكند كه بهشت از آن آنها باشد، در راه خدا پيكار مىكنند مىكشند و كشته مىشوند» (توبه// ١١١) . )
اين آيه با توجه به شأن نزول آن، يكى از بزرگترين فضايل على (ع) است كه در اكثر منابع اسلامى آمده، و به قدرى چشمگير است كه معاويه، به خاطر دشمنى خاصى كه با على (ع) داشت طبق روايتى چنان از اين فضيلت ناراحت بود كه سمرة بن جندب را با چهارصد هزار درهم تطميع كرد كه بگويد اين آيه در باره عبد الرحمن بن ملجم، قاتل على (ع) نازل شده، و آن منافق جنايت پيشه نيز چنين كرد، ولى همانطور كه انتظار مىرفت حتى يك نفر اين حديث مجعول را نپذيرفت.
[١]مكارم شيرازي ، ناصر ، ١٣٠٥ -;تفسير نمونه;جلد٢;صفحه ٧٧
[٢]طوسي ، محمد بن حسن ، ٣٨٥ - ٤٦٠ق.;التبيان في تفسير القرآن;جلد٢;صفحه ١٨٣
[٣]طبرسي ، فضل بن حسن ، ٤٦٨ - ٥٤٨ق;مجمع البيان فى تفسيرالقرآن;جلد٢;صفحه ٢٦٩
[٤]طباطبايي ، محمد حسين ، ١٢٨١ - ١٣٦٠;الميزان في تفسير القرآن;جلد٢;صفحه ٩٨
[٥]فخر رازي ، محمد بن عمر ، ٥٤٤ - ٦٠٦ق.;التفسيرالكبير;جلد٥;صفحه ٣٤٩
[٦]حويزي ، عبد علي بن جمعه ، - ١١١٢ق.;تفسيرنورالثقلين;جلد١;صفحه ٢٠٤
[٧]قمي ، علي بن ابراهيم ، - ٣٢٩ق.;تفسيرالقمى;جلد١;صفحه ٧١
[٨]ابن ابي الحديد ، عبد الحميد بن هبه الله ، ٥٨٦ - ٦٥٥ق.;شرح نهج البلاغه;جلد٤;صفحه ٧٣