فرهنگ نامه علوم قرآن - دفتر تبلیغات اسلامی - الصفحة ٤٤٦٧
معوِّذَتان
سُوَر مُعَوِّذتان
(معوِّذَتان)
(سورههاى فَلَق و ناس)
دو سوره فلق و ناس را که با «قل اعوذ» آغاز مىشوند، سور «معوِّذتان» يا «مُعَوِّذتَين» مىنامند. سبب اين نام گذاري اين است که تنها ره رهايي انسان از خطرهايي که از آنها هراس دارد و نيز ضرر هايي که توسط شياطين انس و جن و وسوسههاي آنان و يا از طريق سحر و جادوي ساحران و جادوگران متوجه اوست؛ در اين دو سوره، پناه بردن به خداوند عالميان دانسته شده است؛ نه شياطين، جنيان، جادوگران، بتها و ساير مخلوقات و نيروهاي طبيعي.
از رسول خدا (ص) روايت شده که بسيار مىشد، ايشان امام حسن (ع) و امام حسين (ع) را با اين دو سوره تعويذ (در پناه خداوند متعال قراردادن) مىكرد.
و نيز روايت شده: مردى يهودى رسول خدا (ص) را جادو كرد، و در نتيجه آن حضرت بيمار شد، جبرئيل بر او نازل گشته دو سوره معوذتين را آورد و گفت: مردى يهودى تو را سحر كرده و سحر مذكور در فلان چاه است، رسول خدا (ص) على (ع) را فرستاد آن سحر را آوردند، دستور داد گرههاى آن را باز نموده، براى هر گره يك آيه بخواند، على (ع) هر گرهى را باز مىكرد يك آيه را مىخواند، به محضى كه گرهها باز و اين دو سوره تمام شد، رسول خدا (ص) برخاست، گويا پاىبندى از پايش باز شده باشد.
بعضى از مفسران نوشتهاند كه پيامبر هر شب كه به بستر خود م يرفت اين دو سوره معوذتين و سوره قل هو اللّه احد را ميخواند و بكف دست خود ميدميد و به سر و صورت خود ميماليد و از شر مردم بد و جادوگران و حسدورزان و كساني كه در دلهاى مردم وسوسه ميكردند و در روح آنها شك و ترديد و ناراحتى بوجود ميآوردند، به خدا پناه ميبرد.
فضيل بن يسار مىگويد: از حضرت باقر (ع) شنيدم: رسول خدا (ص) به شدت مريض شد و درد شديدى به حضرتش عارض گرديد جبرائيل و ميكائيل به محضرش آمدند. جبرائيل بالاى سرش و ميكائيل نزد پاهاى آن حضرت نشست، جبرائيل او را با قُلْ أَعُوذُ بِرَبِّ الْفَلَقِ تعويذ كرد و در پناه خدا قرار داد و ميكائيل با قُلْ أَعُوذُ بِرَبِّ النَّاسِ.
در تفسير شريف الميزان آمده: به اين دسته روايات اشكالى كردهاند، و آن اين است كه اين روايات با مصونيت رسول خدا (ص) از تاثير سحر نمىسازد، و چگونه سحر ساحران در آن جناب مؤثر مىشده با اين كه قرآن كريم مسحور شدن آن جناب را انكار نموده، فرموده: وَ قالَ الظَّالِمُونَ إِنْ تَتَّبِعُونَ إِلَّا رَجُلًا مَسْحُوراً انْظُرْ كَيْفَ ضَرَبُوا لَكَ الْأَمْثالَ فَضَلُّوا فَلا يَسْتَطِيعُونَ سَبِيلًا ليكن اين اشكال وارد نيست، براى اينكه منظور مشركين از اينكه آن جناب را مسحور بخوانند، اين بوده كه آن جناب بى عقل و ديوانه است، آيه شريفه هم اين معنا را رد مىكند، و اما تاثير سحر در اينكه مرضى در بدن آن جناب پديد آيد، و يا اثر ديگرى نظير آن را داشته باشد، هيچ دليلى بر مصونيت آن جناب از چنين تاثيرى در دست نيست.
[١]سخاوي ، علي بن محمد ، ٥٥٨-٦٤٣ق.;جمال القراء و كمال الاقراء;جلد١;صفحه ١٨٦
[٢]راميار ، محمود ، ١٣٠١ - ١٣٦٣;تاريخ قرآن;صفحه ٥٩٧
[٣]جمعي از محققان;علوم القرآن عندالمفسرين;جلد١;صفحه ٣٢٩
[٤]سيوطي ، عبد الرحمان بن ابي بكر ، ٨٤٩ - ٩١١ق.;الاتقان فى علوم القرآن;جلد٤;صفحه ١٩٧و١٣٣
[٥]طباطبايي ، محمد حسين ، ١٢٨١ - ١٣٦٠;الميزان في تفسير القرآن;جلد٢٠;صفحه ٣٩٣