فرهنگ نامه علوم قرآن - دفتر تبلیغات اسلامی - الصفحة ٤٣٥٧
مشاكلت
مشاكلت
(ذکر شيء به لفظ غير مقرّر آن، به سبب مجاورت و به قصد يکنواختگويى)
«مشاکله» (همشگلگويى) از صنايع بديعى و ادبى به کار رفته در قرآن است. اين صنعت در همه زبانهاى طبيعى بشرى کاربرد دارد؛ بهطور مثال اگر کسى از شما بپرسد «کجاى شما درد مىکند؟ » و شما در پاسخ او بگوييد «من فقط جيبم و کيفم درد مىکند» مرادتان اين است که مشکل يا بيمارى جسمى نداريد؛ ولى مشکل و ضعف مالى داريد. بهکار بردن درد طبق کاربرد اوليه آن درباره جيب و کيف، يکنواختگويى يا مشاکله است. برخى از صاحبنظران، مشاکله را چنين تعريف کردهاند: ذکر شىء به لفظى غير از لفظ مقرّر براى آن، به سبب مجاورت آن لفظ.
کندگر بر تو ظلم از کين بد انديش { تو هم آن ظلم کن بر وى مينديش
ظلم در مصرع دوم به معناى جزا و پاداش عمل بد است که به مناسبت مجاورت با ظلم اول، به اين لفظ تعبير شده است.
مثالهاى مشاکله در قرآن:
١.((تَعْلَمُ مَا فِى نَفْسِى وَلاَ أَعْلَمُ مَا فِى نَفْسِكَ))(مائده// ١١٦) .
در اين آيه، حضرت عيسى (ع) به خداوند مىگويد تو مىدانى در نفس من چيست؛ ولى من نمىدانم در نفس تو چيست. خداوند داراى نفس، دل، ذهن، ضمير و مانند آنها نيست؛ ولى چون ابتدا از آن سخن گفته شده، در ادامه هم از آن سخن گفته است.
اين شيوه و صنعت که از محسّنات معنويه است و در قرآن فراوان يافت مىشود - از جمله درباره استهزا، مکر، نسيان و خدعه که به خدا نسبت داده مىشود - همه از باب مشاکله است.
٢.((إِنَّمَا نَحْنُ مُسْتَهْزِؤُونَ)اللّهُ يَسْتَهْزِىءُ بِهِمْ… )((بقره// ١٤ - ١٥) . )
٣.((نَسُواْ اللّهَ فَنَسِيَهُمْ))(توبه// ٦٧) .
٤.((وَمَكَرُواْ وَمَكَرَ اللّهُ))(آلعمران// ٥٤) .
٥.((فَمَنِ اعْتَدَى عَلَيْكُمْ فَاعْتَدُواْ عَلَيْهِ))(بقره// ١٩٤) .
٦.((وَجَزَاء سَيِّئَةٍ سَيِّئَةٌ مِّثْلُهَا))(شوري// ٤٠) .
[١]خرمشاهي ، بهاء الدين ، ١٣٢٤ -;دانش نامه قرآن وقرآن پژوهى;جلد٢;صفحه ٢٠٦١
[٢]سيوطي ، عبد الرحمان بن ابي بكر ، ٨٤٩ - ٩١١ق.;الاتقان فى علوم القرآن;جلد٣;صفحه ٣٢٢
[٣]خرمشاهي ، بهاء الدين ، ١٣٢٤ -;دانش نامه قرآن وقرآن پژوهى;جلد٢;صفحه ٢٠٦١
[٤]بستاني ، بطرس ، ١٨٩٨ - ١٩٦٩;محيط المحيط قاموس مطول للغة العربية;صفحه ٤٧٨
[٥]زركشي ، محمد بن بهادر ، ٧٤٥ - ٧٩٤ق;البرهان فى علوم القرآن(باحاشيه);جلد٣;صفحه ٣٧٨
[٦]حسيني ، جعفر ،١٣٢٣-;اساليب البيان فى القرآن;صفحه ٤٤٨