فرهنگ نامه علوم قرآن - دفتر تبلیغات اسلامی - الصفحة ٤٢٩٤
مدرج
مدرج
(پىدرپى آوردن کلام دو نفر، بدون تفکيک گويندگان)
مُدْرَج - که مُدَرَّج نيز خوانده مىشود - در لغت از مصدر «اِدراج» به معناى در هم نورديدن و به هم پيچيدن جامه و نامه و نيز به معناى بازبستن و آميختن دو چيز به هم است.
«مُدرَج» در اصطلاح، يکى از انواع اسلوب بديعى و فنون بلاغى قرآن و عبارت است از اين که کلامى به گونهاى در پى کلام ديگر بيايد که تصور شود در پى هم هستند و گوينده آنها يکى است؛ در حالى که با هم ارتباط ندارند.
زرکشى در البرهان مىگويد: اين اسلوب را بهآن دليل مدرج ناميدهاند که شبيه حديث مدرج است و حديث مدرج آن است که در متن حديث يا سند آن به سبب اندراج مطلبي، تغييرى صورت پذيرفته باشد؛ مانند: (الان حصحص الحق انا راودته عن نفسه و انه لمن الصادقين) تا اينجا کلام زليخا تمام شد. ادامه آيه، کلام حضرت يوسف است:((ذلک ليعلم انى لم اخنه بالغيب))(يوسف// ٥١ - ٥٢) . زليخا گفت: اينک حق آشکار شد؛ من بودم که از او کام خواستم و او از راستگويان است. يوسف گفت: چنين بود، تا او (عزيز مصر) بداند که من در نهان به او خيانت نکردهام. البته در اين که گوينده اين آيه و آيه قبل کيست، بين مفسران اختلاف است.
[١]زركشي ، محمد بن بهادر ، ٧٤٥ - ٧٩٤ق;البرهان فى علوم القرآن(باحاشيه);جلد٣;صفحه ٢٩٤
[٢]بستاني ، بطرس ، ١٨٩٨ - ١٩٦٩;محيط المحيط قاموس مطول للغة العربية;صفحه ٢٧٥