فرهنگ نامه علوم قرآن - دفتر تبلیغات اسلامی - الصفحة ٤١٠٤
لغات يمني قرآن
كلمات يمني قرآن
(لغات يمني قرآن)
(کلماتى از قرآن به لغت اهل يمن)
«يمن» مملکتى بزرگ است. شهرهاى صنعا، عدن، حضرموت، عمان (بزرگترين شهر يمن) و سرزمين يمامه که جنّيان قصرى بسيار عالى براى سليمان در آن ساخته بودند، همه از توابع يمن است.
چند کلمه در قرآن يمنى شناخته شدهاند:
١. أرائک: الحجلة فيها السرير، جايگاه آراسته داراى تخت (کهف// ٣١) ؛
٢. حاقَ: وجب، لازم شد (زمر// ٤٨) ؛
٣. سامدون: لاهون، سرگرم شدگان (نجم// ٦١) ؛ ابن عباس آن را از لغات يمنى دانسته، ولى از عکرمه نقل شده که لغت حِمْيَر است.
٤. صور: قرن، شاخ (انعام// ٧٣) ؛
٥. کِذّاباً: کذبا، دروغ (نبأ// ٢٥) ؛
٦. نَقِّبُوا: هربوا، گريختند (ق// ٣٦) ؛
٧. معاذير: سَتُور، پردهها و پوششها (قيامة// ١٥) ؛
٨. اللّهو: المرأة، زن (انبياء// ١٧) ؛
٩. وَزَر: حِيَل، حيلهها (قيامة// ١١) ؛
١٠. سيل العَرِم: المسنّاة، سيل سخت شديد (سبأ// ١٦) ؛
١١. المرجان: صغار اللؤلؤ (الرحمن// ٢٢، ٥٨) ؛
١٢. بَعْلاً: ربّاً (صافات// ١٢٥) ؛ ابن عباس آن را از لغات يمنى دانسته، ولى از قتاده نقل شده که لغت أزْدشنوءة است.
[١]دهخدا ، علي اكبر ، ١٢٥٩ - ١٣٣٤;لغت نامه دهخدا;جلد١٤;صفحه ٢١١٠١
[٢]سيوطي ، عبد الرحمان بن ابي بكر ، ٨٤٩ - ٩١١ق.;الاتقان فى علوم القرآن;جلد٢;صفحه ١٠٦
[٣]قلعه جي،محمدرواس;لغة القرآن الكريم;صفحه (٥٠-٦٥)