فرهنگ نامه علوم قرآن - دفتر تبلیغات اسلامی - الصفحة ٣٨٩٠
قلب (بلاغت)
قلب (بلاغت)
(يکى از انواع مجاز لغوى)
«قلب» از مجازهاى لغوى و بر دو قسم است:
١. قلب اسناد: فعل يا حکمى به چيزى اسناد داده شود؛ در حالى که مقصود غير آن است؛ مانند:
(وَآتَيْنَاهُ مِنَ الْكُنُوزِ مَا إِنَّ مَفَاتِحَهُ لَتَنُوءُ بِالْعُصْبَةِ) ؛ «و ما به او گنجينههايى بخشيده بوديم که کليدهاى آن بر جوانان نيرومند هم سنگين مىآمد» (قصص// ٧٦) .
در اين آيه، ظاهراً «لتنوأُ» به «مفاتح» نسبت داده شده است؛ در حالى که مقصود، اسناد «لتنوأ» به «العصبة» است.
(لِكُلِّ أَجَلٍ كِتَابٌ) ؛ «براى هر زمانى نوشتهاى است» (رعد// ٣٨) ؛ در حالى که معناى اصلى آن «لکل کتاب اجل» است؛ يعنى «براى هر نوشتهاى زمانى است».
٢. قلب عطف: يعنى جاى معطوفٌعليه و معطوف عوض شود؛ مانند:((فَأَلْقِهْ إِلَيْهِمْ ثُمَّ تَوَلَّ عَنْهُمْ فَانظُرْ مَاذَا يَرْجِعُونَ) ؛ «نامه را نزد آنان بيفکن، سپس از آنان روى برتاب و ببين چه پاسخى مىدهند» (نمل// ٢٨) که در تقدير چنين است: «فانظر ماذا يرجعون ثم تول عنهم». در اين آيه «تول عنهم» که معطوف است، معطوفٌعليه قرار گرفته، و «فانظر ماذا يرجعون» که معطوفٌعليه است، به جاى آن آمده است.)
[١]سيوطي ، عبد الرحمان بن ابي بكر ، ٨٤٩ - ٩١١ق.;الاتقان فى علوم القرآن;جلد٣;صفحه ١٢٨
[٢]زركشي ، محمد بن بهادر ، ٧٤٥ - ٧٩٤ق;البرهان فى علوم القرآن(باحاشيه);جلد٣;صفحه ٢٨٨
[٣]كمالي دزفولي ، علي ، ١٢٩٢ -;قرآن ثقل اكبر;صفحه ٣٠٩