فرهنگ نامه علوم قرآن - دفتر تبلیغات اسلامی - الصفحة ٣٨٨١
قصه قوم نوح عليه السلام
قصه قوم نوح عليه السلام
(سرگذشت قرآنى قوم حضرت نوح (ع) و عاقبت شوم آنها)
قوم نوح (ع) مردمانى بتپرست بودند که بهشدت از اين بتها دفاع مىکردند. حضرت نوح (ع) در مدتى طولانى (٩٥٠ سال) به ارشاد آنان پرداخت؛ اما جز تمسخر، استهزا و لجاجت از آنان چيزى نديد. آنان با بهانههاى مختلفى چون برخوردارى خود از مکنت و قدرت يا ايمان آوردن افراد فرودست به نوح (ع) از گرويدن به او سر باز مىزدند و او را گمراه، ديوانه و جنزده مىخواندند و انواع شکنجههاى جسمى و روحى را در حق او روا مىداشتند؛ تا اين که خداوند به ايشان وحى کرد جز آن گروه اندک که هماکنون ايمان آوردهاند، کس ديگرى به او ايمان نخواهد آورد. (هود//٣٦) ؛ از اين رو، آن بزرگوار آنان را نفرين کرد و خواهان عذاب الهى در حق آنان شد. خداوند نيز دستور ساختن کشتى بزرگى را به او داد. پس از آماده شدن کشتى و هنگام نزديک شدن زمان نزول عذاب، خطاب رسيد از هر حيوان يک جفت و نيز خانواده خويش و مؤمنان را در کشتى سوار کن. آنگاه بلايى آسمانى نازل شد و امواج خروشان سيل همه را هلاک کرد؛ جز آنان که در کشتى بودند.
در قاموس کتاب مقدس آمده است: «چون شقاوت و شرارت بنىنوع بشر شدت کرد… اراده و مشيت حضرت اقدس الهى بر اين قرار گرفت که تمام جنس بشر را غير از نوح (ع) و خانواده وى هلاک کند. بنابراين، طوفان را بر زمين آورد و نوح (ع) را ١٢٠ سال پيش از وقوع آن اعلام فرمود… که کشتى از براى خلاصى خانواده خود ترتيب دهد… در اين مدت، نوح (ع) همواره به پند و اندرز مردم مشغول بود؛ اما ايشان را پند او ناپسند آمد و نصايح او را قبايح و هذيان پنداشته، اعتنايى نکردند». سپس ماجراى طوفان را ذکر مىکند.
[١]هاكس ، جيمز;قاموس كتاب مقدس;صفحه ٨٩٦
[٢]قرشي بنابي ، علي اكبر ، ١٣٠٧ -;قاموس قرآن;جلد٧;صفحه ١١٨
[٣]رسولي ، هاشم ، ١٣١١ -;قصص قرآن;جلد١;صفحه ٥٢
[٤]خزائلي،محمد،١٢٩٢-١٣٥٣;اعلام القرآن;صفحه ٦٤١
[٥]خرمشاهي ، بهاء الدين ، ١٣٢٤ -;دانش نامه قرآن وقرآن پژوهى;جلد٢;صفحه ١٤١٤