فرهنگ نامه علوم قرآن - دفتر تبلیغات اسلامی - الصفحة ٣٨٨٠
قصه قوم لوط عليه السلام
قصه قوم لوط عليه السلام
(سرگذشت قرآنى قوم لوط (ص) و عاقبت شوم آنها)
قوم لوط (ع) که در قرآن کريم (ق// ١٣) «إخوان لوط» نيز ناميده شدهاند، در شهرى به نام «سدوم» در سرزمين فلسطين و ميان مدينه و شام ميزيستند ولى در روايات و کلمات مورخان، از شهرهاى ديگرى نيز نام برده شده که متعلق به اين قوم بوده است.
اين قوم از بدترين و منفورترين اقوامى است که خداوند در قرآن از آن نام برده است. اين قوم علاوه بر آن که به پيامبرشان ايمان نياوردند، اعمال پليد و زشت بسيارى مانند عمل لواط نيز مرتکب شدند که بنا بر روايات، پيش از آن چنين عملى در دنيا سابقه نداشت و نخستين کسى که اين عمل را به آنها ياد داد، شيطان بود. راهزنى و غارت مسافران و روا داشتن انواع آزارها در حق آنها، از کارهاى خلاف قوم لوط (ع) بود.
سرانجام فرشتگان الهى از طرف خداوند مأمور شدند بر آن قوم شکنجه و عذاب وارد آورند. اين فرشتگان نخست به حضور حضرت ابراهيم (ع) آمده و او را به تولد اسحاق (ع) بشارت داده، و به وى اطلاع دادند که خاندان لوط (ع) جز همسرش نجات خواهند يافت و مابقى نابود خواهند شد. فرشتگان از آنجا به شهر لوط (ع) رفتند و به رسم ميهمانى به خانه حضرت لوط (ع) وارد شدند و خود را به او معرفى کردند و گفتند شبانه خود با خاندانت بايد از اين شهر بيرون شويد و به پشت سر ننگريد. تبهکاران شبانه دور خانه حضرت لوط (ع) را گرفتند و از او خواستند جوانان تازه وارد را تسليم آنها کند. سرانجام حضرت لوط (ع) و خاندانش شهر را ترک کردند. پس از آن بود که شهر به امر حق واژگون شد و سنگهاى سجّيل نشانهدار از آسمان فروريخت و آن قوم ستمکار را از بين برد.
[١]خزائلي،محمد،١٢٩٢-١٣٥٣;اعلام القرآن;صفحه ٥٤٢
[٢]هاكس ، جيمز;قاموس كتاب مقدس;صفحه ٧٧١
[٣]رسولي ، هاشم ، ١٣١١ -;قصص قرآن;جلد١;صفحه ٢٠١
[٤]قرشي بنابي ، علي اكبر ، ١٣٠٧ -;قاموس قرآن;جلد٦;صفحه ٢١٦
[٥]مكارم شيرازي ، ناصر ، ١٣٠٥ -;تفسير نمونه;جلد٩;صفحه ١٩١