فرهنگ نامه علوم قرآن - دفتر تبلیغات اسلامی - الصفحة ٣٨٦٨
قصه ذوالقرنين
قصه ذوالقرنين
(سرگذشت قرآنى ذوالقرنين)
قصه ذوالقرنين از قصههاى اقوام گذشته است. قرآن کريم سه بار از «ذوالقرنين» نام برده و داستان او را ضمن آيات ٨٢ - ٩٦ سوره کهف بيان کرده و سپس به بيان اين داستان پرداخته است که قريش براى آزمودن پيامبر (ص) با يهوديان مدينه مشورت و سه مسئله را با راهنمايى آنان مطرح کردند:
١. تاريخچه اصحاب کهف؛ ٢. مسئله روح؛ ٣. سرگذشت ذوالقرنين.
خداوند در پاسخ به آنان درباره ذوالقرنين چنين فرمود: خداوند در زمين به او قدرت و حکومت داد و همه وسايل حکمرانى را براى او فراهم ساخت. او در سفرى به طرف مغرب، به جايى رسيد که احساس کرد خورشيد در چشمه يا درياى تيره و گلآلودى فرومىرود، و در آنجا گروهى از انسانهاى نيک و بد را يافت. خداوند به او فرمود: آيا مىخواهى آنها را مجازات کنى يا طريقه نيکويى را در ميان آنها انتخاب کني؟ او گفت: کسانى را که ستم کردهاند مجازات خواهيم کرد، و اما کسانى را که ايمان آورند و عمل صالح انجام دهند پاداش نيکويى خواهيم داد. او سفر خود را به غرب پايان داد و سپس عزم شرق کرد و با استفاده از اسباب و وسايل در اختيارش به راه خود ادامه داد تا به خاستگاه خورشيد رسيد و در آنجا ديد خورشيد به جمعيتى طلوع مىکند که جز آفتاب براى آنها پوششى نيست و زندگى آنها بسيار ابتدايى است. او باز هم به سفر خود ادامه داد تا ميان دو کوه رسيد و با گروهى مواجه شد که هيچ سخنى را نمىفهميدند. آنها که از ناحيه دشمنان خونخوار و سرسختى به نام يأجوج و مأجوج در عذاب بودند، مقدم او را گرامى داشته، دست به دامان او شدند و چنين شکايت کردند که يأجوج و مأجوج در اين سر
زمين فساد مىکنند، و از او خواستند براى مقابله با آنها سدّى بسازد. ذوالقرنين به آنها گفت به کمک مالى شما نيازى ندارم؛ امّا مرا يارى کنيد تا بهاين هدف برسم، و سپس دستور داد قطعات بزرگ آهن را براى او بياورند و آنها را به نحو مقتضى قرار داد و سپس دستور داد براى او مس ذوب شده بياورند تا روى سدّ بريزد.
محققان و قرآنپژوهان از ديرباز درباره شخصيت تاريخى و عينى ذوالقرنين و تطبيق او بحث کردهاند؛ ولى هنوز هم اين کاوشها به نتيجه نهايى نرسيده است. مهمترين اقوال درباره ذوالقرنين چنين است:
١. او اسکندر مقدونى است که فتوحات بسيارى را در شرق و غرب جهان انجام داد و اسکندريههاى متعددى برپا ساخت.
٢. او يکى از پادشاهان يمن به نام «تُبَّع» بود. (نظريه اصمعي، ابنهشام و ابوريحان بيرونى) .
٣. ذوالقرنين همان کورش کبير پادشاه هخامنشى است.
به هر حال، ذوالقرنين از شخصيتهاى محبوب قرآن کريم است.
[١]مكارم شيرازي ، ناصر ، ١٣٠٥ -;تفسير نمونه;جلد١٢;صفحه (٥٢٣-٥٥٢)
[٢]خزائلي،محمد،١٢٩٢-١٣٥٣;اعلام القرآن;صفحه ٣١٣
[٣]قرشي بنابي ، علي اكبر ، ١٣٠٧ -;قاموس قرآن;جلد٥;صفحه ٣١٢
[٤]خرمشاهي ، بهاء الدين ، ١٣٢٤ -;دانش نامه قرآن وقرآن پژوهى;جلد١;صفحه ١٠٨١