فرهنگ نامه علوم قرآن - دفتر تبلیغات اسلامی - الصفحة ٣٨٣٨
قصه حضرت اسماعيل عليه السلام
قصه حضرت اسماعيل عليه السلام
(سرگذشت قرآنى حضرت اسماعيل (ع) نياى قوم عرب)
حضرت اسماعيل (ع) فرزند حضرت ابراهيم (ع) از پيامبران الهى است که نامش يازده بار در قرآن ذکر شده است. وى در زبان عبرانى «يشمعيل» به معناى «خدا آواز او را مىشنود» خوانده شده است که ملقب به «صادق الوعد» (مريم// ٥٤) بود. مادر ايشان هاجر (کنيز ساره، همسر اول حضرت ابراهيم) است. ساره پس از نااميدى از بچهدارشدن، هاجر را به همسرى حضرت ابراهيم (ع) درآورد؛ امّا پس از آبستن شدن هاجر، رابطه ساره با او تيره شد؛ ولى ساره نيز پس از مدتى صاحب فرزندى به نام اسحاق شد. به هر حال، آتش غضب ساره، حضرت ابراهيم (ع) را ناگزير ساخت هاجر و فرزندش اسماعيل (ع) را از منطقه شام دور سازد. حضرت ابراهيم (ع) نيز به فرمان خداوند، آنان را به مکه، سرزمينى بى آب و علف کوچ داد و سپس خود به شام بازگشت.
از حوادث مهم زندگى حضرت اسماعيل (ع) همدستى او با حضرت ابراهيم (ع) در بناى خانه کعبه بود که قرآن کريم در آيات ١٢٥ - ١٢٧ سوره بقره بهآن پرداخته است.
ماجراى ديگر، رؤياى حضرت ابراهيم (ع) مبنى بر قربانى کردن فرزند است که سبب نگرانى حضرت ابراهيم (ع) شد؛ و اسماعيل (ع) آن نگرانى را از دل پدر زدود و او را به اطاعت فرمان الهى ترغيب کرد؛ امّا هنگامى که ابراهيم (ع) کارد بر گلوى اسماعيل نهاد، آواى غيبى او را از ادامه کار بازداشت و فرمان آمد در مقابل صبر و درستکارى ايشان، گوسفندى را فديه کند.
حضرت اسحاق (ع) ، در تورات، ذبيح معرفى شده است؛ اما در آيات ١٠٢ - ١٠٧ سوره صافات داستان بشارت به تولد اسحاق پس از گزارش ذبيح بودن اسماعيل آمده است.
منابع روايي، سن اسماعيل هنگام مرگ را ١٣٠ سال و حتى بيشتر نوشته و آوردهاند پس از مرگ، پيکر او در ناحيه «حجر» در کنار مدفن مادرش هاجر به خاک سپرده شد.
[١]موسوي بجنوردي ، محمد كاظم ، ١٣٢١ -;دائرة المعارف بزرگ اسلامى;جلد٨;صفحه ٦٢٨
[٢]خزائلي،محمد،١٢٩٢-١٣٥٣;اعلام القرآن;صفحه ١٢٩
[٣]خرمشاهي ، بهاء الدين ، ١٣٢٤ -;دانش نامه قرآن وقرآن پژوهى;جلد١;صفحه ٢٢٦
[٤]هاكس ، جيمز;قاموس كتاب مقدس;صفحه ٥١و٤